قدم در جنكل مى گذاری، هوا خنكه، اما نه سرد.
از دور، نورى طلايى از ميان درختان سدار عبور مى كنه و رايحه اى تند و گرم از زعفران در نسيم مى پیچه! انكَار خورشيد از پشت ابر، عطرى پوشيده باشه.
قدم هات كه بر برگهاى خيس مى لغزه، بوى رز بالغ و نجيب از جايى نزديك بلند میشه! نه شيرين، نه زنانه، عطرى از عشقى خاموش در دل چرم كهنه يك دفتر قديمى.
سايه چوب ها سنگینتر مى شه! سدار با نرمى كشمير و وتيور در هم تنيده، هوا بوى زمين باران خورده ميده، بوى سكوت، اعتماد و قدرت درونى.
انكَار جنگل رازى را در خودش پنهانكرده.
هر بو، هر نسيم، هر ذره خاك با تو حرف میزنه و تو، ديگه تماشاگر نيستى.
تو خود جنگلی هستى كه در آن زمان گم ميشوی.
این برند همه کارهاش خوب هست ، خصوصا لاین باتل مشکی