دیشب لباس های زمستانی ام را جمع کردم گفتم خرداد است هرچند هنوز زمستان در شمال لنگر انداخته، این لتر جکت را دیدم که با آن این ادکلن را ست می کردم. چه اسم مسخره ایی! این را قبلا در قطارهایی که به اجبار بین دو شهر می گرفتم فهمدیم. بار ها به اسمش فکر کردم
«قویتر با تو» یعنی چه؟
یعنی من پیش از تو قوی بودهام، و تو آمدی چیزی به آن اضافه کردی. انگار قدرت، واحد اندازهگیری داشته باشد و تو با حضورت عددش را بالا برده باشی. اما صبر کن. مگر هر «تو»یی آدم را قویتر میکند؟ من «تو»هایی دیدهام که مثل موریانه میافتند به جانِ ستون فقراتت و از درون پوکت میکنند، بیآنکه در ظاهر ترَکی برداشته باشی.
و تازه، اگر «تو» بروی، چه؟ آن «تر» چه میشود؟ آن اضافهای که روی شانههایم سوار بود، ناگهان پیاده میشود و من میمانم و یک «قویِ» بیپشتوانه. نسخهٔ قبلیام هم که دیگر نیست، تو آن را از رو بردهای. میشوم موجودی بینابین، یک ویرایشِ نیمهتمام.
نکند این «قویتر» فقط تکیهزدن باشد به دیواری که خودم ساخته ام؟ تکیهزدن که قوّت نیست، استراحتِ موقت است، پیش از آنکه دیوار بریزد.
آدم قوی، تنها هم قوی است. «با تو» برایش انتخاب است، نه ضرورت. این یک فرق ظریف ولی عمیق است.
مثل همیشه یه ست فوقالعاده
مخلص داداش شاهرخ ❤️ محبت داری مثل همیشه
شاید «قوی تر با تو» یه تعبیر دیگه هم داشته باشه
اینکه تو آیینه ای باشی که من قوی تر رو بهتر به خودم نشون بدی نه اینکه چیزی به من اضافه کنی، بلکه کمک کنی اون بخش هایی از خودم رو ببینم که زیر غبار عادت پنهون مونده بود و داشت خاک میخورد.
اگه این طور باشه خوبه ،ماها باید کنار هم قوی باشیم، درست میگی فرنیا👏🏻👏🏻
اریک جان متاسفانه این مورد قوی تر با تو برای من خیلی صدق میکنه که خوبم نیستا ،من اگر کسی که دوستش دارم از نظر عشقی و عاطفی کنارم باشه انگیزه و قدرت سوپرمن پیدا میکنم برای جلو بردن کارها
یهو میبینی کاری که تو پنج سال باید جلو میبردم رو تو دو سال مثلا تموم کردم رفته
هیچوقت نتونستم این نقص بزرگ رو در خودم درمان کنم ولی هنوز در تلاشم
عکس و ست هم بسیار زیباست 👌