«مور دن ووردز» شرکت زرجوف در تجلیل از آثار ادبی و اشعار، ثابت کرد که بزرگترین جملات اغلب از ترکیبات غیرمنتظره سربر میآورند. قطعهی گلهای میوهای گرانبها، قطعهی صمغ کاج خیس شرقی، «مور دن ووردس» با تجلیل از فردیت اجزای مختلف حتی بدون فداشدن ترکیب جذاب کل عطر، به هماهنگی شاعرانه درستی میرسد.
یک آکورد مستیآور میوهای شیرین بر آغاز «مور دن ووردس» حکمرانی میکند، که همچنین بیانگر ورودی غیرقابل پیشبینی است، با لحظاتی بینظیر از لادن دودی و چوب که بهقدری نامحسوس پیش میروند که باعث شگفتی و تحیر شوند. همین که شیرینی از بین میرود، رایحه به سمت قلمرویی عجیب خیر برمیدارد، با عود و بنزوئین که پس زمینهای گرم و لذتبخش را بروز میدهد. کم و زیاد کردن کندر هندی همه چیز را چنان باظرافت طبیعی با هم یکی میکند که بهراحتی میتوان فراموش کرد که چطور همه چیز اینقدر جسورانه است. «مور دن ووردز»، مانند تمام دستنوشتههای بزرگ چیزی بیشتر از مجموع اجزایش است.
در محصولات برند زرجف خیسی دور والف و محل اسپری در هنگام باز کردن ادکلن رایج است که در برخی موارد باعث خوردگی شیشه می شود و برند زرجف هنوز راهکار مناسبی برای رفع این مشکل اتخاذ نکرده است .
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | زرجوف |
| عطار | کریس موریس |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2012 |
| گروه بویایی | شرقی چوبی |
| کشور مبدأ | ایتالیا |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | لابدانیوم، میوهجات، روایح چوبی، عنبر، عود، صمغ کندر ، روایح شرقی، روایح گلی |
در قلمروی رُزی شهر کهن آزور، جایی که خورشید هر غروب تنهی کهربایی میشد، پادشاهی بود به نام دیون. او یک راز داشت: دوستش نداشتند. مردم از فرمانهایش اطاعت میکردند اما هیچکس جرئت نگاه در چشمانش را نداشت. چون بوی عود و چرم شیرین از تنش بلند میشد، بویی که میگفت: "به من نزدیک نشو... مگر اینکه حاضری مال من باشی."
در حومهی شهر، دختری به نام لیرا گلهای رز سیاه پرورش میداد. او نابینا بود. اما میتوانست عطرها را ببیند. یک روز طوفان رُزی تمام دروازهها را بست. لیرا در کاخ پناه گرفت. دیون فرمان داد: "دستش نزنید. بگذارید خودش بو بکشد و برود."
لیرا اما نرفت. قدم زد تا به تالار رسید. نفس عمیقی کشید و گفت:
«تو بوی خدای شکستخوردهای را میدهی. عودت خالص است اما چرمت هنوز از شمشیرهایی زخمی است که برای کسی که دوستش داشتی نکشیدی.»
دیون لرزید.
نت آغازین (رز و کمی)میوه ای - دیون برای اولین بار صدای قلبش را شنید. میوه سرفهاش را درآورد، اما رز در گلو فرو رفت. عطر داشت به او میگفت: «درد را نگه دار، شیرینش میکنم.»
نت میانی (عنبر، کهربا، عود) - دستور داد تمام عودسوزهای شهر را خاموش کنند. در سکوت کهربایی، لیرا به او نزدیک شد. بوی عنبر از نبضش میآمد. انگشتانش را روی گونهی دیون گذاشت و گفت: «میبینی؟ بیشتر از کلمات. من بوی ترس پنهان شده در پس گردنت را حس میکنم.»
نت پایه (جوز هندی و چرم شیرین) - دیون زانو زد. جوز هندی در هوا مثل طلسمی پیچید که نفرین تنهایی را میشکند. چرم شمشیرهایش از شرم نرم شد. به لیرا گفت: "مرا بو کن. تمام حرفهایی که هیچ وقت نزدم..."
لیرا خندید: «نشنیدم. فقط بوییدم. شنیدی؟... این همان "بیشتر از کلمات" است.»
صبح که طوفان خوابید، لیرا رفته بود. اما توی تالار، عطرش روی صندلی باقی مانده بود. دیون فهمید که عشق گاهی یک نت پایه است که ساعتها بعد از تمام شدن آهنگ... هنوز روی پوست میماند.
و او ماندگار شد. برای کسی که جرئت کرد بویی را بو کند که هیچ واژهای برای توصیفش وجود ندارد..