نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
عرض درود و سلام خدمت همه ی دوستان نازنین ام
یکی از زیباترین هنرها در ریویو عطر این هست که فضایی تصویری در ذهن مخاطب ( خواننده ) همچون فیلمی کوتاه ترسیم و نمایش دهید !
این کار سختی ست زیرا به چند نوع قدرت نیاز دارد !
- شناخت کامل عطر
- شناخت نسبی دیگر عطور خصوص عطرهای مشابه
- تسلط به کلمات
- قدرت بیان
- توان تصویر سازی در ذهن
- توان فیلمنامه نویسی
- شناخت نسبی مخاطبین نظر از این جهت که چقدر این عطر و همخانواده هایش را میشناسند
- شناخت مخاطبین از حیث تسلط به تصویر سازی در اذهان
- قدرت طنازی جهت جلوگیری از فرسایش
- قدرت نتیجه گیری و انتها سازی
- قدرت ایجاد میل و رغبت در مخاطب بجهت تست و سپس خرید و استفاده
- قدرت تشخیص اینکه کدام گروه از اجتماع بزرگ عطربازان و عطردوستان مخاطبین این رایحه اند
- توانایی استفاده از کلماتی روان و فهیم
- دارا بودن سواد کافی در زبانی که می نویسند ( تسلط به زبان فارسی و توانایی در بکار نبردن واژه های زبان های خارجه )
- شیرین نوشتن !
می بینید دوستان عزیزم !
نوشتن یک ریویو درست در عین زیبایی ، کار سختی ست ، مطلقا ساده نپنداریدش :)
تعدادی از دوستان ما در این فن توانمندند !
خدارا شکر تعدادشان در این منزل معطر کم نیست !
ریویو سرکار خانم نگین داوودی ازین عطر زیباست !
هم میخوانیم ، هم تصاویر را در ذهن میبینیم چون فیلم ، هم رغبت به دنبال داریم ، هم میبوئیم !
زنده باد :)
34 تشکر شده توسط : yaldaR ~
Seductive Homme
لینک به نظر 4 اسفند 1402 تشکر پاسخ به سالمی
عیب ندارد خواهر عزیز من :)
درود بر شما
اتفاقا ، درست همانیست که شما ابتدا فرمودید !
در برابر معنای اصلی ی گیتی ، در برابر آنچه خدا میگوید ، در برابر مهری که بین قلب های ما جاری ست ، در برابر سخن عطرها ، آنچه من گویم و من هایی چو من ، همه بی معناست !!
معنی را مهر ترجمان کند !
یعنی همان مهری که میدانم در قلب شما و قلب های همه ی دوستان ما هست !
منبع اوست !
باید بر او نظر کرد ، من بر آن نظر دارم حتی اگر کلمات به اشتباه تایپ نشده باشد !
حتی اگر منظورها پشت آن باشد !
بر من مهم نیست که من بر سرچشمه نظر کنم که میدانم سرچشمه ی قلب شما و قلب همه ی دوستان ام در این منزلگاه معطر روشن است و تابان و خندان ، که سرچشمه از خدا دارد :)
حتی لازم به یادآوری نبود که قلب ها ، خود زبان دارند !
ارادت ها خدمت شما و همه ی دوستان ام
:)
27 تشکر شده توسط : امیرحسین الله وردی محسن
دوستان عزیزم سلام
تا کنون شده نظری از خود بخوانید و سپس از خود بپرسید :
این دیگر چیست ؟؟!
فلان جمله را چرا نادرست نوشته ام ؟؟
چرا دقیق تر ننوشته ام ؟
و ازین دست !
دیروز در عطرگرام عکسی ازین عطر دیدم که توسط دوست عزیز و باسلیقه ام جناب سام ایرانی که هم در نام یگانه است و هم در مرام منتشر شده بود .
رفتم به خاطرات قدیم و سالهای دور !
آن سالها به این عطر میگفتم :
آ سد اکتیو :)
یعنی آقای فعال عطرها !
با خود گفتم ببینم دوست عزیزم سام چه گفته در خصوص اش .
سپس دیدم نقل قولی شده از حقیر که خودم تعجب کردم !
مراجعه کردم به صفحه ی عطر و دیدم بله !!
تا کنون چند نظر غیر دقیق و یا حتی اشتباه داده ام ، خدا میداند !!
نظر دادن درین خانه خیلی سخت است ، یعنی باید بجای یک بار چندین بار بر یک نظر اندیشه کرد و سپس ثبت کرد !
دیروز داشتم نظرات دوستان عزیزم مهربد و محسن جمالیان را میخواندم .
دل ام میخواست من هم بگویم : بله ، نمیتوان در خصوص یک شخص قضاوت کرد مگر اینکه سااالها با او زندگی کرده باشیم و بارها مسافرت رفته باشیم !
نمیتوان در خصوص عطرهای یک کشور قضاوت صحیح کرد مگر آنکه تمامی ی برندها ، پیشینه و دورنمای آنها ، صاحبین آنها و سیاست های ایشان ، عطارها را کنکاش و یا حداقل تمااامی ی عطرهای آن کشور را استفاده یا حتی المقدور تست کرده باشیم !
مثلا عطرهای همسایه ها بماند ، که ما هرگز نمیتوانیم رای و قضاوتی " صحیح " صادر کنیم زیرا حتی در تست و ریویو در این خانه ( حتی بصورت جمعی ) به ۵ درصد هم نرسیده ایم ، حتی در مورد عطرهای ایرانی ی خودمان هم نمیتوانیم نظری قطعی و صحیح صادر کنیم چرا که از عمده ی آنها بی خبریم !
و دیدم که دوستان عزیزم مهربد و محسن نیز بر همین عقیده استوار اند ، زنده باد .
دوست عزیزم جناب دکتر اسعدی یک عطر از اجمل بر من فرستادند به لطف که الحق مرا متعجب کرد در رایحه !
ایضا دوست عزیزم جناب دکتر مهربد چند دکانت از عطارز کالکشن بر من فرستاد به مهر که شگفت زده شدم نسبت به شفافیت و زلالیت نت های آنها ، چون باور نمیکردم امارات تا این درجه جلو رفته باشد در کیفیت !
برگردم به صحبت قبل در خصوص آقای سداکتیو :
قبلا گفته بوده ام که نت های پایانی ی این عطر خیلی معمولی و شبیه عطرهای دیگر هستند !!
این دیگر چه نظری بوده جناب آقای سخی ؟؟
مگر شما نمیدانید تنها با سه نت میتوان چند عطر مختلف ساخت ؟؟
جایی در مقاله ای خواندم که تنها با سه نت میتوان حداقل ۲۷ عطر مختلف ساخت !!
صحت و عدم اش را نمیدانم زیرا آزمایش نکرده ام لیک از دید ریاضی هم درست است .
تغییر غلظت هر نت علاوه بر خود نت میتواند آکوردهایی جدید و مختلف بسازد !
پاسخ سخی :
بله ، حق با شماست ، معذرت میخواهم ، آن روزها روزهای اول حضورم درین خانه بود و فکر نمیکردم اینقدر بمانم درین خانه ، فکر نمیکردم تا این حد دوستان یکتا و بی نظیر پیدا کنم ، فکر نمیکردم نظرات باید اینگونه دقیق باشند !
این هم از معجزات عطرافشان است !
اعضاء را وادار میکند علاوه بر اینکه عطرها را دوست دارند و به آنها احترام میگزارند ، با احتیاط هم صحبت کنند و رای دهند در خصوص آنها !
میبینید دوستان عزیز من ؟
عطرافشان ما را در هنرهای عطر و تفسیرش پرورش و رشد میدهد بدون اینکه کلامی با ما بگوید !!
منظورم از معجزه این است !
نمیدانم موءسس عطرافشان کیست !
هر کس که بوده یا هست بسیار اندیشمند ، دانشمند ، فکور و آینده نگر بوده است !
ندیده ، نزد من احترامی بسزا دارد تا حد تعظیم !
چرا که هنر عطر در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان به ایشان مدیون است و خواهد بود .
آفرین و زنده باد و معطر تا ابد 🌹
ارادت های بسیار خدمت همه ی معطریون
41 تشکر شده توسط : علیرضا ملک علیرضا موسوی
Isola Blu
لینک به نظر 30 بهمن 1402 تشکر پاسخ به مهربد
مهربد عزیزم
من از حدود پنج سال پیش باخبر بودم و میدانستم اتفاقاتی در شرف وقوع است که نتیجه اش خصوص برای ما عطردوستان بد فرجام خواهد بود !
دنبال میکردم و مواردی شنیده بودم ، که البته استنتاج آتیه کمی سخت بود چون خبرها ، معکوس آنچه را در واقع قرار بود اتفاق افتد گزارش میکردند !
یادم هست به دوستانمان نیز گفتم در عطرافشان ، و متاسفانه این رویه همچنان ادامه دارد !
اوضاع عطردوستان بدتر خواهد شد با تاسف !
و اجبار خواهد بود بر قشر بزرگی از جامعه ، خرید عطور خیلی ارزان بجای ارزان !
بازار را تماشا کنید ، به ازاء یک عطر اصیل ده ها عطر تقلبی و به ازاء یک عطر لایق ده ها عطر نالایق موجود است !
این یعنی اکنون آنها هستند که خریدار دارند !
نتیجه :
سلامتی ها و سلیقه ها در معرض خطر و تغییر اند با تاسف !
در سبد خرید مردم ، عطر و حتی بوی خوش دیگر هیچ جایگاه ندارند اجالتا !
بسیاری را میشناسم که از خوشبو بودن دست کشیده اند ، خرید " عطر " بماند !
از همین رو بود که سالها پیش که اوضاع بهتر بود مدام بر دوستانمان عرض میکردم که بر عطور ارزان لیک ارزشمند نیز بپردازند !
و بدانید که خواه ناخواه بر این امر مجبور خواهیم شد بزودی بیش از پیش ، البته در صورتیکه غمخوار هم باشیم به معطریت !
از سویی فراموش نکنید دوستان عزیزم که خاموشی ی ما درین خصوص دقیقا مطلبی ست که متقلبین و سوء استفاده گران میجویند و خواهان آن اند که بیش از پیش بر دوستداران خوشبویی و معطریت مسلط شوند به خدعه و نیرنگ !
چو کاری بی فضول من برآید
مرا در وی سخن گفتن نشاید
اما :
وگر بینم که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینم گناه است !
این فصل ، فصل خزان ( عطور ) است پس باید خود را تجهیز کنیم تا بیمار نشویم و عبور کنیم .
اگر زنده ماندیم که بهار تجربه کنیم .
اگر هم خیر ، کار درست کرده ایم و عبور کردگان از خزان بر ما قضاوت نیک خواهند کرد بلطف خدا .
نقش عطرافشان و ما اعضایش این روزها بیش از همیشه مهم است ، برای عبور دادن دوستداران عطر از این پل بی اندازه باریک شده ، به سلامت !
مخالفین همیشه هستند و دلائل ایشان نیز مشخص ، برخی دل بر دیگران سوزانند و برخی بر خویش !
چه گویم ! این داستان تا کی ادامه دارد ؟
دارد اجالتا !
حال بر آن پیرمرد که از سلامت بسوی مرگ گریخت از نداری ، از عطر بگو !
44 تشکر شده توسط : جعفرنژاد نم و خاک
L’Ile Pourpre
لینک به نظر 29 بهمن 1402 تشکر پاسخ به محسن جمالیان
محسن جمالیان ادیب عزیز
نگارشی مدرود لیک به صحت در کمال
خدای را سپاس بر این آبخست ، هرچند که به زندان ِ آن اندرون باشیم محصور به حصار بزرگ دیگر زندان به تمدید و تصاعد !
نخل های بلند و پربار
لیک دست ما کوتاه و خرما بر نخیل !
شُکر بر نعمت فراموشی
که به قول صحیح دوستمان :
تخم آدم کاشتند و نسیان بر دمید !
فرمودی ما پی ی آنی هستیم که بر آن فرمول شدیم !
ای کاش چنین بود !
که ریفورمول کرده اند ما را به هدف توقف تولید !!
و چنین ریویو کرده اند ما را
به قصد انصراف خریدار
یا پشیمانی !
لیک
ما کماکان عطرافشانیم !
که فطرت اینچنین داریم از نیاکان نیکنام خویش
درودها بر تو
31 تشکر شده توسط : محسن عباس بهرامی
L’Ile Pourpre
لینک به نظر 29 بهمن 1402 تشکر پاسخ به مهربد
ای همه ی دوستان عزیزم
که با درج پیام یا تشکر از نظر ناشرین در این خانه ، موجبات رفع خستگی را بر هر دوستی که به تقبل زحمت نگارش بر شما عشق میفرستد فراهم میکنید به نهایت شعور و قدردانی ، که زیباترین ِ سیرت هاست در فطرت آدمیان که همه کس صاحب آن نیست به غریزه ، تربیت و اکتساب !
بلکه آنکه لایق است به دریافت این ژن ، کسب ادب یا اکتساب و انتخاب مهر !
که میداند خوب بودن به مراتب سخت تر است از ناخوب !
سپاسگزار ، وامدار ، منت پذیر و قدردان ام .

سرکار خانم مرجان محمدی عزیز
این شمایید که زیبا میبینید و میخوانید !
درود بر شما

جناب فراگ ورد پرمرام
آموزگار شمائید به تدریس تواضع
که باسلیقه ترین اید و پردانش ترین در هنر عطر که ادله اش بخوبی در عطرگرام سرکار هویداست
از سویی مسلط به قدرت بیان و تفهیم به ادبیات ، لیک به احترام و فروتنی ، این حقیر کهتر ز خویش را ارجمند دارید به صفت آموزگار !
عرض ارادت و احترام

جناب احسان عزیز از نژاد شکیب
لذتبخش ، دریافت مهر شماست که بر همگان چون چشمه میجوشد به غلیان ، و این حقیر نیز مفتخرم به سیرابی ازین چشمه ی زلال و معطر !
عرض ارادت

دکتر مهربد عزیز
که بر همه صفت مهیرید !
به نام ، به حضور به مهر در ماه مهر ، به سیرت ، سخاوت ، بیان و در کل به کمال !
درود و سپاس حقیر تقدیم به شما

چه لذیذ است دریافت مهر به هر شکل و سیاق از همه ی شما دوستان عزیزم که هر کدام منتخب شده اید از بین هزاران نفر که فرشتگان معطر خدا انگشت شمار اند و جمع شده اید درین خانه ، و فضای این خانه معطر کرده اید به عطر حضور !

و چه خوش شانس ام من
که بوی از شما گزیده ام به همنشینی
ورنه خار را این قیمت نباشد !
با احترام
30 تشکر شده توسط : آرش وقوعی محسن
دوستان عزیزم سلام
امروز بسته ای رسید از مهربد عزیز ما که حاوی ی ۱۹ شیشه ی دکانت هست .
چقدر بابت تهیه ی شیشه ، دکانت گیری ، مهر و موم شیشه از باب جلوگیری از نشتی ، سپس بسته بندی منظم و ارسال زمان گذاشته بماند ، چه عطرهای زیبا و باسلیقه ای که به همراهی ی عشق بر من فرستاده !
متشکرم بسیار مهربد عزیزم .
کارهایی را ارسال کرده اینبار که سلیقه ی اوست !
چرا میگویم اینبار ؟
چون کلی سماجت کردم تا تعداد پایین بیاید لیک زورم تنها به این رسید که تعدد ارسال بسازم :)
میگفت : هر چه شما بگویید گوش میکنم لیک این یک را نه :)
لذت باز کردن بسته ای که منجر به کشف روایح میشود نصیب همه ی شما باد بلطف خدا !
پرسید از کدام شروع میکنید ؟
گفتم نمیدانم ! اجالتا که کاملا گیج ام :)
یکی از بسته ها ۷ شیشه درونش بود و یک بوی پودری گلی ی بسیار زیبایی از او متصاعد میشد .
مشغول او بودم به کشف این که کدام است !
تونی آیومی هم درون آن بود ، باز کردم دیدم او نیست اما او نیز دیوانه کرد مرا :)
من بیش از یک عطر را در یک روز تست نمیکنم لیک طاقت نیاوردم :)
یک دست حیاتی از عطار کالکشن که مشعوف روشنایی و شادابی ی نوت هایش شدم ، بیش از همه تمشک و آلو میدرخشیدند ،
و یک دست له آرک آرژانتینوم که شروعش مرا به یاد دلچه گابانا ولوت اورینتال ماسک انداخت ، زعفران و هل و جوز .
اما نورانیت حیاتی کم فروغ کرده بود له آرک را .
تست بیش از دو عطر همزمان از چندین بابت اشتباه است که مورد مذکور یکی از آنهاست .
گفتم بس است فعلا . بماند از فردا به شروع اگر زنده بودم .
شب خانم ام مشغول جمع آوری بود پرسید این کارتن را بگذارم در کمد عطرهایت ؟
گفتم ممنون میشم .
رفت درون اطاق و دقیقه ای بعد آمد بیرون !
دمنوش آویشن میخوری ؟
متشکرم ، البته .
نزدیک که شد ، من بیچاره شدم از بوی عطر :)
در عرض یک ثانیه تمام احتمالات را سنجیدم که این بو از کجاست و از کدام عطر است :)
گفتم مرا که میشناسی پس راست بگو ، میدانم پاتک زدی به عطرهای کارتن مهربد ، عیب ندارد ( میداند در تست سختگیر ام و اول باید نت ها را کشف کنم تا بینی ام آشنا نشده با عطر ، سپس استفاده آزاد میشود !! ) ، فقط بگو این کدام بود ؟!
گفت بخدا نمیدانم ، همینطور یکی را درآوردم و زدم ، عجب عطریه ، واقعا عالیه !
گفتم برو کارتن را بیاور دوباره ، من دیگر خوابم نمیبرد تا پیدایش نکنم :)
چقدر گشتم بماند ، عاقبت پیدایش کردم !
فقط بگویم بینی ام مدام چسبیده به بازویم ، گردن ام درد گرفته :)
من همیشه عطر را بر پوست تست میکنم ، سپس روزهای بعدی ، بر پوشاک . برخی از روایح بر این دو متفاوت جلوه کنند یعنی ترتیب نت ها دگرگون میشود ، همگی مختلف در پرفومنس جلوه کنند و معدودی اصلا رایحه تغییر میکند !
لیک تست عطر بجهت خروج نت ، ترتیب ظهور در تقدم و تاءخر ، تجزیه و تحلیل و زمانبندی باید بر پوست انجام شود ، ملاک پوست است .
چقدر زیباست این رایحه خصوص برای دقیقا همین روزها تا ابتدای تابستان و سپس ابتدا تا انتهای پاییز . در تابستان و زمستان قسمتی از نت های عطر معدوم یا مخدوش میشوند .
جزیره ارغوانی
چایپر گیاهی ادویه ای معطر
واقعا جزیره ی ارغوانی بر آن مصما دارد
دقیقا مثل اینکه بر جزیره ای سبز با حضور گیاهانی نایاب و نبوییده ایستاده اید در حالیکه قطرات شبنم رطوبت بر همه چیز افشانده شده تا روایح آنها در اوج تازگی و شادابی نورافشانی کنند و عطر بیفشانند !
از سویی رنگ رایحه ، دقیقا ارغوانی ست !
یادم نیست کجا ولی یک جایی بر شما گفته بودم که از این دست شهر میروم آن دست تا یک بطری بادی اسپلش له روی از میشل گابریل بخرم که دقیقا هم رنگ بطری بنفش است و هم رنگ رایحه . این عطر هم رایحه اش بنفش ارغوانی ست که من از عشاق این رنگ روایح ام !

زنجبیلی که تازه رنده کرده ای ، همه میشناسیدش ، از ادویه های تند ، تیز و قوی ست با طبعی گرم .
این سنبل ختایی ، وای ازین رایحه ، سبز است ، گیاه است لیک بویی ادویه ای دارد ، کمی شما را یاد پچولی هم میاندازد ، رایحه ای خاکی گون نیز در خود دارد و جالب است که این رایحه ی فرعی اش بواسطه ی حضور پچولی در درای داون غلیظ تر و پرنمودتر شده ست ، رایحه ای از خانواده ی سوزنی برگان نیز دارد .
در قلب عطر ( پله دوم یا میدل نت ) که هماکنون در آن ام ، کمی از رطوبت عطر کاسته میشود . گویی کمی از صبح شبنمی عبور کرده ایم و اکنون پیش از ظهر است و تابش نور خورشید از لابلای درختان کاج و سرو ، شبنم ها را خشک و محو کرده است .
رایحه کماکان سبز معطر است . کم شدن رطوبت رایحه ، بر معطریت عطر میافزاید .
بیش از دو ساعت است که عطر بر پوست من است . پخش و ماندگاری ، نمره ی خیلی خوب میگیرند هرچند که پوست من عطرها را خوب نگه میدارد . سیاژ هم دارد .
نکته و پرسش :
چرا پوست ما برخی عطرها را خوب نگه میدارد و برخی را خیلی زود بخار میکند ؟ این یعنی چیزی بیش از حرارت پوست بر عطور دخیل هست ورنه همه باید از یک تابع تبعیت میکردند ( ماجرای قدرت مختلف عطرها به کنار ایضا جنس ترکیبات عطرها )
پاسخ : ما خداراشکر پزشکان بسیار بزرگی در این خانه داریم به تعدد ، که خدای ما نگهدار تک تک آنها باد و ایشان اند که لایق اند بر پاسخ به این پرسش لیک این حقیر نادان بر حسب تجربه به این پاسخ رسیده ام که پوست ما برخی عطور را میخورد و به سرعت محو میکند حال آنکه برخی دیگر با همان قدرت و ترکیبات مشابه را خیر !
تا جاییکه من دریافتم این ماجرا زیر سر شیمی ی چهارگانه ی پوست های ماست :
سودایی ، صفراوی ، دموی و بلغمی .
هر کدام از این دسته ، یک گروه از عطرها را میخورند در اصطلاح ، یعنی در خود حل میکنند یعنی یک جورهایی نیمه ی گمشده ی خود می یابند !
اگر زنده بودم یک مقاله درین خصوص خواهم نوشت بر شما دوستان عزیزم به تقدیم ، که درین خصوص تحقیقات و آزمون ها کردم لیک اجالتا چنان گرفتار شده ام بر نگارش روایح رسیده به هدیه ( که اینروزها چون باران مهر بر من میبارد به لطف خدا و مهر دوستان عزیزم ! ) از یک سو و گرفتاری هایی که تک تک شما خود درگیرشان هستید از سویی دیگر که هیچ فرصت نمینهد !
سه ساعت از اسپری عطر گذشت .
خانم ام هم مدام مچ دستش را میبوید :))
میپرسم چه داری بگویی ؟ ( برخی اوقات از من جلوتر است !! )
میگوید فقط میتوانم بگویم عالی !
حق دارد ، این عطر برای او کمی سخت است از کشف نت و جدید است از رایحه !
اولا خامه در پله ی سوم قید شده لیک اکنون که در قلب عطر به سر میبرم گویی که خامه را بر انجیر مالیده اند !
از سویی گیاه درمنه که این هم در موازات سنبل ختایی رایحه ای معطر سبز ، گیاهی ، سروی و سوزنی برگی دارد که کمی نعناع تازه و فرش را هم با انگشت له کرده باشید و بر این ملغمه مالیده باشید :)
سبزیهای خورش های کرفس و سبزی را قاطی کنید با نعناع خرد شده ، دو سه تا برگ اکالیپتوس هم بر آن بشکنید و بیاندازید و نوک انگشت پودر وانیل نیز بر آن فوت کنید :))

درای داون :
عطر بر پوست من کمرنگ شد لیک تغییر فاحشی نسبت به پله ی قبل یعنی قلب عطر حس نکردم
جز اینکه کمی سدر محسوس شد .
بنابرین کمی آب بر رایحه اسپری کردم !
کشمران در بک گراند رایحه حاضر شد لیک کمرنگ اما مرطوب همچون پارچه ی کشمیر خیس شده با شربتی شیرین !
اولا آمبروکسان که در بیس نت قید شده در سراسر عطر بسیار کم فروغ محسوس است .
پچولی نیز ایضا با این تفاوت که قوی تر حس میشود به دو واسطه :
یکی سنبل ختایی که یکی از روایح فرعی ی او همین حسی پچولی گون است
و یکی بواسطه ی حضور خود ِ پچولی در درای داون .
خامه هم که من در قلب عطر حس کردم آغشته بر انجیر .
جمع رایحه در درای داون شما را به یاد نت فلفل صورتی هم میاندازد .
نتیجه ی تست برای من :
من عاشق این عطر شدم :)
مهربد عزیزم ، بابت آشنایی این عطر با من متشکرم :)
نتیجه ی تست بر پوشاک نخی را متعاقبا عرض خواهم کرد هرچند که پیشاپیش حدس میزنم رایحه در درای داون متفاوت شود خصوص نت کشمران و سدر در قدرت تظاهر و درخشش .
نسیم موزون این رایحه ی وزین و معطر فروکش کرد . خانم ام بینی بر دست گذاشت و به رویایی معطر غلطید لیک من کماکان بیدارم و میاندیشم به زیبایی های رایحه ای که عطار نازنین اش را نمیشناسم با تاسف !
یعنی همین سرکار خانم نادج لو گارلونزک زیبا و توانا را ، که چنین موفق بوده در تولد رایحه ای خاص ، موزون ، متعادل ، کم نظیر و زیبا که الحق در توان هر عطاری نیست !
زنان و مردان عطار بر کفه های توازن ، موزون اند به حق ، که هر چه مرد در این رشته به قله ایستاده در کنارش زنی حاضر است !
خب ، ۵ ساعت گذشت
دیوانه هم از قفس پرید !
رایحه هم آرام گرفت
من اما خیر !
میاندیشم که روزی نه چندان دور من نیز چون این رایحه آرام خواهم گرفت و از قفس خواهم پرید بلطف خدا .
امروز فیلمی کلاسیک میدیدم که هییییچ کدام از سازندگان ، بازیگران و بینندگان اش در سینماهای آن زمان اکنون زنده نیستند !
رفته اند همه همره عطرهایشان بر تن !
چه میکنند اکنون و کجایند ؟
چه میبویند اکنون و از کدامین عطر ؟
شبتان معطر و سبز
🌹🍀
69 تشکر شده توسط : محمد کارگریان آرش وقوعی
Tygar
لینک به نظر 24 بهمن 1402 تشکر پاسخ به سوشیانت
جناب سوشیانت عزیز
عرض سلام
چه خوب که سعادت دیدار شما مجدد یار شد .
اتفاقا دوستی ها در این خانه زیباتر است به مراتب !
هیییچ زحمت و آزار ندارد !
همه اش مهر است و عطوفت و سخاوت !
همه از زن و مرد ، پیر و جوان ، قدیمی و جدید ، از سر سخاوت بدون کوچکترین چشمداشت آنچه که در چنته به تجربه گرد آورده اند طی ی ساااالها کوشش و آزمون و خطا با صرف هزینه های بسیار ، به رایگان ، به مهر ، به هدیه ، با لبخند پیشکش کنند !!
و این آیا همان معنی ی عطر نیست ؟!
بویی ازین خوشتر هم هست آیا ؟!
من که بیش از چهل سال است بین عطور زندگی میکنم ، سراغ ندارم !
شنیده اید آیا که :
هیچ نمیتوان ازین دنیا با خود برد ؟
این را هم بشنوید :
آنچه دهی را با خود خواهی برد !
آنطرف را که دیده ؟ من دیدم !
همین شد که آنچه را داشتم دادم و فقر گزیدم !
لیک همه گویند بهشت و جهنم همینجاست ؟
بله ! پس باور داشته باشیم که آنچه دهی را خواهی گرفت !
که هر آنچه بزرگ شناختم و آثارش مطالعه کردم ، متفق همین گفتند !
سااالها صرف فهمیدن دلیل این شعر کردم :
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد !
تا عاقبت دانستم !
که دانستن زیباست !
از همین روست که به دوستان ام هماره گویم بجویید تا بیابید .
پول رایج فهمیدن همانا اشتیاق است !
میدهید و می گیرید !
دوستی درین خانه زیباترین است . هیچ زحمت ندارد . با میل و رغبت است . با اشتیاق است :)
هر زمان هم هر که خسته شد میرود !
لیک برخواهد گشت که میداند اینجا منتظرانی دارد با لبخند و شاخه ای گل خوشبو در دست !
اگر اهل دوستی باشد و به قصدی دیگر نیامده باشد :)
دل ام گرفت اکنون بر دوستانی از ما که نیستند !
و اما دوست عزیزم
پاسخ پرسش ۱ - الف :
خیر . تغییری اتفاق نمی افتد . چرا ؟
چون به سرعت استفاده میکنید . تغییرات جابجایی ، در مدت طولانی ، و بعلت اکسیداسیون است که به ترتیب :
در پله ی اول ( خصوص اگر سیتروسی باشد )
سپس در پرفومنس
سپس در غلظت و رنگ
سپس در رایحه
اتفاق می افتد . چقدر زمان میبرد این تغییرات ؟
سالها :)
بنابرین پاسخ شما خیر است . شما تا یک ماه هم فرصت دارید از دکانت خود استفاده کنید بدون هیچ تغییر ملموس !
پاسخ پرسش ۱ - ب :
چرا . میشود !
باعث گیجی در عطر میشود .
لیک نه بحدی که عوام چیزی بفهمند .
مگر اینکه یک عطرباز خبره بخواهد دقیقا همان لحظه ، عطر را بر تن شما تجزیه و تحلیل کند :)
یادت باشد : عطر همان عطر است . عطر دیگری بر عطر قبل اسپری نشده است . عطر دیگری لیر نشده است .
با این حال چه میشود ؟ :
مولکولهای درای داون خیس میشوند و برای دقایقی پر پخش تر میشوند ( الکل این کار را میکند ) و صدایشان در تاپ نت شنیده میشود !
یعنی پله های سوم با اول قاطی میشوند .
خب چه میشود ؟ خیلی مهم است ؟
هیچ ! خیر ! چرا ؟
چون مولکولهای تاپ نت زورشان میچربد !
شلوغ تر اند ، پر سر و صدا تر اند ، پر هیاهو تر اند !
بگذار نت های درای داون فریاد کشند !
آنچه البته به جایی نرسد ، فریاد است :)
ضمنا یادت باشد :
شارژ مداوم ماندگاری و سیاژ را افزایش میدهد لیک پخش هماره ثابت است !
پخش بر اساس تعریفی که عطار بر عطر کرده جلو میرود ! شارژ چند باره بر پخش تاثیر ندارد اما تعداد پاف ، چرا !
از همین روست که میگویم باید یک بشکه بگذاریم دم درب و قبل خروج بپریم درون آن و سپس خارج شویم :)
از بس که برخی عطور جدید بی رمق شده اند !

پاسخ پرسش ۲ :
چه پرسش خوب و بجایی !
خصوص برای فصول زمستان که لباسها دیر به دیر شسته میشوند .
البته منظور ام کت و شلوار ، پالتو ، کاپشن و اورکت است .
پاسخ :
کسانی که هر روز از عطری جدید استفاده میکنند هرگز نباید بگزارند عطر بر لباس ایشان بنشیند !
حیف باشد که سرنوشت کراوات در ایران اینطور شد !
هر چند که بدانید خالق کراوات ایرانیانی بودند که به کرواسی مهاجرت کردند . در دوره ای که ایران گسترده بود و تا آنجا پیش رفتند و فتح کردند . این دستور از مرکز آمد پس از فتح . آنها بر شناخته شدن ، دستمالی میبستند که به آن خراوات میگفتند .
کراوات بر ما عطربازان بسیار حائذ اهمیت است چون روزانه تعویض میشود . بگذریم .
پس باید چه کار کنند این دوستان ؟
باید قبل از پوشیدن لباس عطر بپوشند .
و در حین شارژ مراقب باشند عطر بر لباس ننشیند !
اگر کت میپوشید دستمال جیب کوچک کت مفید است .
من یک بافت طوسی دارم که فکر کنم دویست عطر بر آن هست :)
محل تست اولیه من است . نقطه ای ندارد که عطر بر آن نباشد !
حتی شست و شو هم کاری از پیش نمیبرد :)
وقتی میپوشم و از درب بیرون میزنم ماجرا شروع میشود :)
از محالات است که هر کجا پا مینهم " به به چه بویی آمد " را نشنوم !
از وقتی میروم تا وقتی بر میگردم :)
پس :
برخی اوقات به این می اندیشم که بازخورد دقیقا به چیزهایی که ما فکر میکنیم بستگی ندارد !
برخی اوقات به بویی جدید
برخی اوقات به بویی آشنا برای مخاطب
برخی اوقات به بویی قوی و پرپخش
برخی اوقات به بویی زیبا
برخی اوقات به بویی مناسب فصل
برخی اوقات به بویی شلوغ
برخی اوقات به بویی خلوت
و برخی اوقات به بویی همه گیر و قوی ، بستگی دارد !

برخی اوقات هم یکی تو را دوست دارد ، نمیداند چه بگوید ، میگوید چه بوی خوبی :))

بازخورد تنها و تنها به یک چیز وابسته است :
حال خوب !
که این روزها نایاب است !
همان کسی هم که به من لبخند میزند و میگوید : " آقای سخی از شما همیشه بوی خوش میرسد "
میبینم که خنده اش کم جان و رنگ پریده است !
آه ازین غروب دلتنگ !
آه ازین غروب دلتنگ !

بوی خوش لبخندی از عمق جان که به رنگ قلب است نصیب همه ی شما باد بلطف او
34 تشکر شده توسط : ناهید کهن broken
دوستان عزیزم سلام
پریشب از ساعت ۶ تا ۹ شب مشغول ریویو این عطر بودم بر شما و دقیقا زمانی که به اتمام رسید پا شدم یک چای بریزم و ثبت کنم که گوشی از دستم رها شد و خاموش شد !
تمام زحماتم هدر رفت و نظر پرید :)
خوب کردم که همان شب که این عطر را تست کردم و همزمان مشغول کاری دیگر بودم ، نت ها و قدرت ظهورشان را بر کاغذی یادداشت کردم ورنه باید از نو حداقل پنج ساعت زمان میگزاشتم بر این عطر !!
قلبی عجیییب طولانی دارد این عطر تا جاییکه میتوان درای داون را به دو قسمت تقسیم کرد :
- درای داونی همراه با تعدادی از نت های موءخر قلب که متعاقبا توضیح خواهم داد .
- درای داون اصلی که بر سه ستون :
عنبر ، چرم و چوب کشمیر ( ضعیف تر از دوی دیگر ) بنا شده است و پس از خاموش شدن نت های مرقوم فوق تااا ساعتها سیاژ خواهند داشت . این عطر قلبی شلوغ دارد ، شفافیت نت ها بجهت کشف عالی ست لیک تعدد ، در هم تنیدگی در تقدم و تاخر آنها کار را کمی دشوار میکند !

اگر وظیفه نداشتم به ثبت نظر پس از دریافت سمپل به مهر دوستان ام ، دوباره مشغول این ریویو نمیشدم که معتقدم هر اتفاق دلیلی دارد و تکرار مکرر ، دور باطل است پس از دریافت پیام !
یادم هم نیست چه نوشته بودم اصلا :)
عطر زیبایی ست ، برخیزم و امشب هم یک پاف دیگر تست کنم این رایحه ی زیبای ببر بنگال را :)
بلکه این جناب ببر کوچک هم که اکنون روی پای من خوابیده و نمیگزارد بنویسم وارد خلسه شود :)
نکته ی بسیار جالب برای من و خانم ام این است که زمانیکه عطری زیبا و قوی بر آرنج یا بازو میزنم و این گربه روی پای من دراز کشیده به شیطنت ، پس از بوییدن عطر چشمهایش ابتدا خمار و سپس بسته میشود !!

بریکورت پویور بنگال
ببر بنگال !
شرقی ادویه ای ، در پله ی اول معتدل و سپس گرم ، ۲۰۱۴
قبل اش دو نکته عرض کنم :
- اول اینکه پس از سال ۲۰۱۰ و پس از انقلاب کوچکی که نتیجه ای بزرگتر از پیش بینی ها داد در صنعت عطر ، شرکت ها و برندهای بسیاری با افزایش بودجه و تغییرات در تیم مدیریتی و عطارها جهشی را به سعی آغاز کردند که نتیجه اش بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ هویدا شد .
- دوم اینکه هنر و صنعت عطاری بسیار بیش از آنچه که ما میپنداریم به هند مدیون و وامدار است خصوص عطور شرقی که بقول یکی از بزرگترین عطارهای جهان که گفت :
" وقتی عطاری جدید ظهور میکند ، دیگران میگویند صبر کنیم تا ببینیم با شرقی چه میکند و سپس در خصوص وی نظر خواهیم داد !! "
روایح شرقی ، ادویه ای ، رزینی ، صمغی ، گیاهی و حاره ای ، تقریبا تماما به سرزمین هند وابسته بوده و هست !
الان به یاد شالیمار افتادم :)
طولانی اش نکنم و بروم سر اصل مطلب !
- پله نخست ، تاپ نت :
زنجبیل ، فلفل بنگال ( که چند مقاله در خصوص آن خوانده بودم ، ملایم ، کمی شیرین و نمور ! ) ، تنها گل این عطر یعنی شبدر که حسی علفی گون نمور دارد ، و اکالیپتوسی بسیار زیبا که مشخص است بر این نت کوششی مضاعف شده است بجهت ظهوری متفاوت !
این پله به واسطه ی نت هایی نمور و اکالیپتوسی زلال و کنترل شده ، که در پله ی دوم جای خود را به میخک میدهد ( لیک این دو میتوانند مخاطب را به شبهه اندازند ) ، طبعی معتدل دارد اما در اتمام این پله رایحه تغییر ماهیت میدهد در حرارت و به سمت گرمی میل کند .

قلب سلطان جنگل ببر بنگال :)
یادتان باشد سلطان جنگل شیر نیست بلکه ببر است که بزرگتر است و قویتر و ساکن جنگل ، شیر پرهیبت ، سلطان صحراست . این را گوشه ی ذهن داشته باشید :)
قلب عطر :
عجب قلب طولانی در زمان و پرطپشی !
یکی از طولانی ترین قلب هایی ست که دیده ام ! آنقدر که تعدادی از نت های آن که متعاقبا خواهم گفت یک پا در قلب و پای دیگر در درای داون دارند !
پس از حدود یک ربع تا نیمساعت از شروع افشاندن عطر ، پله ی دوم آغاز میشود . این اختلاف ربع ساعته که عرض کردم بدلیل حرارت های مختلف در پوست های مختلف هست .
چربی و حرارت پوست دو فاکتور اصلی در پخش و ماندگاری ی عطرها بر پوست هستند .
سپس شیمی پوست : اسیدی ، قلیایی ، دموی و سودایی در مرتبه ی بعدی ،
و پس از آنها ، رطوبت و فشار هوا ( ارتفاع از سطح دریا ) عوامل بعدی هستند .
داستان پارچه ( پوشاک ) متفاوت است .

میخک ( قوی ) ، روایح دودی ( که آرام می آیند و تا نیمه ی قلب پررنگ تر میشوند ) ، رزین و عسل ( که وظیفه ی تعادل در شیرینی رایحه را بر عهده دارند به موازات روایح دودی ) ، جوز هندی ، پچولی ( که تمی بسیار ملایم از خاک به رایحه میدهد ) ، توتون خشک سیگارت ، تنباکوی خیس کوبایی ( که چند روز پیش در پیام قبلی بر شما نوشتم که مرا از خواب بیدار کردند این دو رایحه !! ) ، چوب صندل سفید ( که با همراهی پچولی یک رایحه ی زیبا و ملایم خاکی صابونی بر قسمتی از قلب میسازند ) و چرم که در انتها می آید و مدام قویتر میشود تا همراه شود با نت های درای داون !
همانطور که قبلا گفتم ، نت های :
توتون خشک سیگارت ، تنباکوی خیس و چرم یک پا در قلب دارند و یک پا در درای داون !

درای داون ، ستون های عطر :
عنبر ، چرم و چوب کشمیر ( که از دوی دیگر ضعیف تر است اما چقدر زیباست ! )
و اما عنبر :
عجب عنبر با کیفیتی دارد این عطر !
گویی جناب نهنگ عنبر شخصا سنگ عنبری سفارشی را برای عطار این عطر بالا آورده یا ..... است :)
البته که این مزاح است و هم میدانیم و هم مشخص است که عنبری آزمایشگاهی ست لیک باکیفیت است .
نمیدانم فرصت تست عنبر اصیل را داشته اید یا خیر ، در عمق ، دما ، رطوبت و مانایی متفاوت است .
یادتان باشد بسیاری از نت های آزمایشگاهی ( سنتتیک ) ماندگارتر و پرپخش تر اند لیک در آیتم هایی بالاخص عمق مساوی نیستند .
عمق در رایحه یعنی چه ؟
هیچ جا نخواندم ، هیچکس نتوانسته تعریف کند عمق رایحه را بصورت ملموس لیک چند سال پیش پس از کلی فکر کردن بر یک دوست دانشمندی مثالی زدم و گفت عجب مثل ملموسی بود ، بر شما نیز عرض میکنم :
یک بار هم گفته ام قبلا .
یک چاه آب را فرض کنید که بجای آب ، عطر درون چاه است .
یک استکان از همان عطر را بیرون آورید و صد متر آنطرف تر بر زمین بریزید . ببویید .
سپس بر دهانه ی چاه خم شوید و ببویید !
هر دو یک رایحه اند لیک در القای عمق بر شما متفاوت جلوه کنند !
رایحه ای که بر زمین ریخته ، حسی از میرا بودن ، در شرف خشک و محو شدن ، سطحی بودن و آفتابی لب بام بودن بر شما میدهد لیک وقتی سر بر دهانه ی چاه خم میکنید یک حس مرطوب و عمیق از مانا بودن ، لامتناهی بودن ، ژرف بودن و زنده بودن از رایحه میگیرید !
برخی از نت ها در رایحه و برخی از روایح در تلفیق نت ها میتوانند بر شما عمق بسازند . کیفیت در این بین حرف اول را میزند !

عنبر و چرم و چوب کشمیر تااا ساعتها میهمان پوست شما خواهند بود !
ضمنا راجع به چرم اش بگویم که چرمی دباغی شده است .
مثل چرم های دو بار دباغی شده ی میشن خزرخز که مدتی همراه یکی از دوستان نماینده اش بودم در کرمانشاه .
خزرخز بهترین بود و تنها محصولی که نداشت جوراب چرم بود !
ماندگاری عطر بسیار خوب است ، پخش خوب است و عطر سیاژ ( رد بو ) دارد .
مناسب مجالس خاص ، ویژه و رسمی نیست لیک برای دورهمی های دوستانه نه تنها مناسب است که شما را جلوه دهد !
مناسب پوشش رسمی نیست بلکه با پوشش کژوال بهتر میدرخشد .
واژه ی ببر بنگال را عمدا گفتم ، برای اینجا :)
پارچه های ببری یا پلنگی را دیده اید ؟
این عطر بر آنها زیباست !
یونی ست . پله های اول و سوم مردانه تر است و قلب عطر ( پله دوم ) میتواند بر تن زنان نیز بدرخشد .
لیک کفه به سمت مردانه سنگینی کند .
این عطر برای زنان رسمی ی شاغل مناسب است مثل مثلا معلمین که در انتخاب دستی باز ندارند ، عطری رسمی ست بر ایشان که مطلقا شوخ و شنگی ندارد اما بسیار درخشان است و ایشان را یکتا و مجزا کند از دیگران .
دوستان عزیزم برند بریکورت برندی باکیفیت و لایق است و کلیه ی عطرهایش ارزش تست دارند لیک هیچیک ( البته تا آنجا که من تست کرده ام ) مناسب بلاند بای نیستند !
اما اگر همسلیقه با خود را در بین آنها بیابید پس از تست ، میتوانند بر شما تا مرز بهترین پیش آیند !
هنرهای بسیار این عطر را گفتم ، یک عیب کوچک ( ! ) هم بگویم :
برخی نت ها در تراز مشکل دارند .
عادت ندارم بر هیچ رایحه ای عیب گذارم که هر عطر جلوه ای از عشق است !
این عیب کوچک را هم صرفا به این دلیل گفتم که میتوانست بهتر ازین باشد .
البته هر عطار دیدگاه خود دارد و چیزی که نیاز به هیچ بحث ندارد این است :
عطارها و تیم مدیریت و تولید ، از من ِ عطرباز یا نقاد دنیای عطر بیشتر و بهتر میدانند :)
با ارادت
خدا و روایح اش هماره همراه شما
🌹
48 تشکر شده توسط : عسل خلیلی Bizi
Oud & Oud
لینک به نظر 21 بهمن 1402 تشکر پاسخ به marjanmohamadi
سپاسگزارم دوستان عزیزم و عرض سلام
سرکار خانم مرجان محمدی گرامی و جناب امیر علوانی عزیز و دیگر همه ی دوستان بزرگوار ام .
من کهتر همه ی شما دوستان ام هستم و آنچه آموخته ام بواسطه ی لطف خدای بزرگوارم موءظف ام به تقدیم و در این میان آنکه وامدار است من ام !

جناب علوانی
بار دیگر قدردان لطف شمایم .
اتفاقا دیشب یک پاف از بریکورت پویور بنگال بر خط درون آرنج ام زدم و آرنج ام را بستم تا عطر نفوذ کند در پوست . درست مثل زمانی که آمپولی وریدی را تزریق میکنند و سپس آرنج میبندند تا رگ خونریزی نکند !
خانم ام گفت دوباره عطر تزریق کردی :))
و خوابیدم .
سه ساعت بعد نت های قلب عطر مرا بیدار کردند ! رایحه ی توتون سیگارت و تنباکوی خیس کوبایی را در خواب حس میکردم و حین خواب مشغول تجزیه و تحلیل عطر بودم :)
بیدار شدم ، بوئیدم و دوباره خوابیدم !
هم اینک هم پس از ساعتها ، هنوز نت های پایه ی عطر مشغول پخش اند !
انشاله اگر فرصت شد امشب مجدد تست و تجزیه و تحلیل خواهم کرد نت های این عطر را در صورتیکه زنده باشم .
و اما در خصوص فرمایش شما که نگران حجم کم عطرهای هدیه ای بودید :
بشدت معتقد ام در این کویر خشک عطور که امروزه بر دنیای سبز عطربازی ی ما حادث شده با تاسف ، فرستادن رایحه توسط دوستان بر هم بجهت " تست " ، بذری ست که پاشیده میشود بر این خاک خشک لیک بلطف خدا پس از عبور این فصل خشکسالی و رسیدن موسم باران ، جوانه خواهند زد بذرها و سرزمین مهر روایح سبزتر از هر زمان دیگر خواهد شد !
امیر عزیزم ، حتی یک میل هم بر من زیاد است و اسراف !
دیشب با دوست عزیزمان مهربد در همین خصوص توسط پیامک مشغول صحبت بودیم . ما همگی چون بلدیم چگونه و در چه زمان و به چه ترتیب عطری را تست کنیم ، حتی یک میل هم بر ما زیاد است .
من عطرهای بسیاری را تنها با دو پاف تست کرده ام . ما میدانیم که نت های عطر که اکنون در این دما به این شکل نمود دارند در دیگر دماها و دیگر فشارها و رطوبت ها ، چگونه عمل خواهند کرد بر حسب تجربه و دانشی که با هم به اشتراک مینهیم و این اشتراک دانش است که بزرگترین مهری ست که ما بر هم هدیه میکنیم .
هدیه ی رایحه بجهت آشنایی ی ما ی تشنه با سرچشمه ی خنک و زلال روایح ، به کم و زیادی نیست !
جرعه ای بر ما کفایت کند به مستی !
مادربزرگ ام میگفت : کاسه ی همسایه کسی را سیر نمیکند لیک مهر ها و محبت ها را گرم میکند !
دیشب هم بر جناب مهربد میگفتم ، من درین خانه بر هیچکس کاری نکرده ام لیک بیش از همه ملطوف لطف و دریافت کننده ی محبت دوستان ام بوده ام و این معجزه ای از جمله معجزات اوست که هر کس او را دوست دارد جمله بندگان اش وی را دوست خواهند داشت !
خدا را شاکرم بر این نعمت بزرگ که بر این کوچک ارزانی داشت !
قدردان الطاف تک تک شما دوستان معطر ام هستم
:)
38 تشکر شده توسط : علی موسوی عباس بهرامی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan