نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوستان عزیزم عرض ارادت ها و سلام ها
بله . گفته ی جناب کبیری کاملا صحیح است .
قبلا جایی عرض کرده ام با دلائل که تقریبا هر پنج تا هفت سال ، سلیقه تغییر میکند !
به همین خاطر به جوانان گفتم اگر عطرهایی ارزشمند را دوستان با تجربه تر ما تایید میکنند و مطلعید که یا ریفورموله شده و یا اصلا توقف تولید شده ، یک نسخه بخرید و بردارید . نگران این نباشید که اکنون دوستش ندارید . در بدترین حالت ، به چندین برابر قیمت خواهید فروخت در آینده .
و اما راجع به این عطر یک نکته را فراموش کردم بگویم اما به ایهام اشاره کرده بودم و آن اینست :
اغلب زنان این عطر را دوست ندارند !
از آنطرف اغلب مردان دوست دارند !
اما ، اگر با لباس رسمی ی شب ( از آن لباسهای زیبا که میدانید ) در مجالس شاد ازین عطر به میزان کافی ( اما دور از بینی ی خود ) استفاده کنید ، آنوقت باید یک آمبولانس از قبل دم درب آماده خبر کرده باشید :))
البته شوخی کرده ام :))
اما مردان بیشتر از دیگر عطور ، دوست دارند این عطر را با آن شرایط موصوف فوق بر تن بانوان زیبا استشمام کنند :)
انتخاب رنگ لباس و هارمونی آن با کیف و کفش و آرایش بسیار تاثیرگزار اند بر قضاوت و چگونگی ی استشمام مخاطب ( مردان )
با ارادت ها

پی نوشت :
جناب بهروز عزیز سلام
خیر . دوستان ما نیش باز نیستند اما برخی برندها یا عطرها نیاز به ریویو تخصصی ندارند . کافی ست مخاطبین بدانند که مثلا فلان عطر آرماف شبیه کدام عطر اصلی ست !
حال چرا ؟
چون برخی برندها تنها پروسه ی رقیق سازی دارند . که معروف اند به عطور شرکتی .
چیز خاصی ندارند ، تنها ماده ی مهمشان که باید با کیفیت باشد همان اسانس روغنی ست که رقیق شده است و ترکیبات دیگر عطور شایسته را ندارند . ازین رو دوستان فقط تا این حدود به آنها توجه دارند که فلان عطر شبیه کدام عطر اصلی ست و در این شبیه سازی چقدر موفق بوده است !
البته برخی نیز شایسته میشوند مثل پرزیدنت یا ادونچر امپر ! از حق نگذریم ، امپر نمونه های زیادی ازین دست دارد ، ایضا ازین موارد در همه ی اینگونه برندها کم و بیش پیدا میشود .
یکی از مهمترین آیتم های هر عطر ِ لایق توجه و ریویو امضای عطار است که ریویو کنندگان در اصل آن را نقد میکنند .
اگر میبینید به برخی از آنها توجه خاص میشود دلیل اش توجه خاص به عطر اصلی است .
با عرض ارادت بسیار خدمت بهروز عزیز
با لبخند :)
25 تشکر شده توسط : آرش م عباس بهرامی
Encre Noire
لینک به نظر 10 آبان 1401 تشکر پاسخ به شاپور K
شاپور عزیز سلام جوان
اولا آقای پرتو با شما شوخی کرده اند :)
ناراحت نشو دوست عزیزم . لبخند دوستداشتنی ست و با توهین متفاوت است و جنبه اش فرق دارد !
و اما یافتن عطرهای عمیق یک تمرین است که بسیار به رشد حس بویایی ی شما کمک میکند .
در برخی برندها بیشتر یافت میشوند و در برخی کمتر .
پس از استفاده از هر عطر ، اگر توجه و دقت کنید متوجه عمق آن رایحه خواهید شد در قیاس با دیگرانی که قبلا استفاده کرده اید .
تعداد اینگونه عطرها در گروه گرم ها بیشتر است نکته ی جالب :
بسیاری از عطرهای جدید عمق خود را از دست داده اند نسبت به تولید سالهای پیش خودشان !
رایحه همان است لیک عمق همان نیست !
مثل همین عطر !
برای شروع میتوانی از برند آمواژ آغاز کنی .
هرچه جلو روی چنان با تجربه میشوی ازین باب که بلافاصله پس از تست یک عطر تشخیص خواهی داد که عمق دارد یا خیر و اصلا نیاز نخواهد بود که تا انتها صبر کنی !
سن اش ، عمر اش ، جنس اش ، خانواده اش و عمق اش را بدرستی حدس خواهی زد .
درست مثل اینکه یک آدم را ببینی و حدس بزنی سن و سال اش ، سطح سوادش ، عمق افکار و وجودش ، خانواده اش ، شخصیت و هوش اش و کلا ، هویت اش را !
موفق باشی انشاله
26 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
Xeryus Rouge
لینک به نظر 10 آبان 1401 تشکر پاسخ به Rasoul
سلام جوان رعنا جناب رسول
سپاسگزارم از لطف ات به این حقیر بی دانش .

همین دیروز و پریروز نمیدانم کدام یک از دوستان ما مطلبی مهم نوشته بود که من خواندم ، این جمله که او گفت از مهمترین هاست ! خیلی مهم است برای کسانی که در پی ی بازخورد اند . این گفت :
تنها کسانی به شما بازخورد میدهند که اهل عطر و بوی خوش باشند !
این جمله بشدت درست است .
بنابرین به هیچ وجه به بازخورد فکر نکن ، تنها به خودت فکر کن و به عطر خودت .
ضمنا این را بدان :
همه ی بانوان ( کلا ) اهل بوی خوش اند . آیا مردان اهل بوی خوش نیستند ؟ چرا ! هستند . اما یک فرق دارد :
بانوان واکنش نشان میدهند اما بسیاری از مردان به چیزهای مهمتری ( به زعم خود ) فکر میکنند و درصد کمی از مردان به بوی خوش " فکر " میکنند و واکنش نشان میدهند .
اما زنان ماهیت و فطرتی گلگون دارند و فطرت گل بوی خوش است . زنان اینگونه آفریده شده اند . از محالات است بوی خوش کسی توجه ایشان را جلب نکند اما !
اما این که صلاح ببینند واکنش نشان دهند یا نه ، آن بحثی دیگر است !
زنان خصوصیت های خاص زیادی دارند . یکی از بزرگترین و مهمترین آنها این است :
خود داری !
اما بدان هیییچ چیز از چشمان تیزبین آنها مخفی نمیماند ! حتی افکار درون سر شما !!
بنابر این :
تو کار خود را بکن . شیکپوش و موءدب باش .
با وقار باش . تمیز و نظیف باش . منظم باش .
و در آخرین مرحله : خوشبو باش .
یک راز مهمترین را درب گوش ات بگویم :
مهمترین چیزی که توجه زنان را جلب میکند علاوه بر موارد بالا ، یک چیز است :
مرد محترم و سنگین و باشعوری که :
زنان را میخنداند !
این یک راز بزرگ است که من آموخته ام !
در نهایت پرستیژ ، حکایات ، اشعار و لطایفی که باکلاس اما خنده دار باشد را بیاموز !
جلف و لوس و خنک نباش . جوک تعریف نکن !
تیزبین باش برای اتفاقات فی البداهه !
و اگر اینهایی که گفتم را تمرین کنی و انجام دهی
آنوقت ، هیچ زن بدردبخوری تو را فراموش نمیکند و تو ملکه ی ذهن ایشان خواهی شد !
و نتیجه اش چیست ؟
اگر زنان بزرگ دوست ات داشته باشند ، گروهی از قویترین مردان زورشان به تو نخواهد رسید !
این پیام من برای جوانان به میلیارد دلار ارزش دارد . کاش بفهمید چه گفتم به شما :)
تاریخ زیاد بخوانید !
ضمنا تق هرمس از همه ی آنها که نام بردی بهتر است لیک برای سن شما کمی زود است !
بلو شنل هم آنچنان دندانگیر نیست . میماند ساواژ ! نسخه ی ادوتویلت را بگیر و ضمنا اصل دیور را بگیر . موفق باشی انشاله
با ارادت
32 تشکر شده توسط : عباس بهرامی علی ح
But Not Today
لینک به نظر 9 آبان 1401 تشکر پاسخ به هلیوس
شما خود از دانشمندان مائید جناب هلیوس
درود بر شما
آن جمله ای که گفتید را باید با طلا نوشت !
حقیر هم این یافته ام به تجربه :
بزرگترین قانون این جهان این است :
آلوده شدن و ترک کردن ! گرفتاری و رهایی !
ما به همه چیز مبتلا میشویم !
پدر ، مادر ، همسر ، فرزند ، طعام ، پوشاک ، مواد ، لذتها ، ثروت ، علم ، زندگی ، دوست ، نارفیق ، دشمن ، حتی خود !
هرآنچه که فکرش را بکنید ! هر یک به نوعی !
و سپس ، همه را ترک میکنیم ، حتی خود را !
ما مدام تمرین ابتلا و ترک میکنیم !
تنها یک چیز است که معکوس است !
یعنی اول ترک اش کرده ایم و در آخر مبتلایش میشویم و چه زیباست آن ابتلا !
برخی همین طرف هم می یابند و مبتلا میشوند !
انتها ، اوست !
هنر هم از جنس اوست و همین است که اگر کسی مبتلایش شود نه رهایی دارد و نه میل به رهایی ! ترک ندارد .
با ارادت
25 تشکر شده توسط : عباس بهرامی حبیب جوانشیر
But Not Today
لینک به نظر 9 آبان 1401 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
ارژنگ عزیز سلامها و درودها
آفرین ، زنده باد ، درد و درمان !
این صفتی ست که باید من میگفتم و نگفتم و تو گفتی و این ادله ایست بر آن که همه چیز را همگان دانند !
درست است نگاه و توصیف جناب کبیری راجع به عطر و ما صحیح نبود اما این مورد نمیتواند نافی ی این باشد که او از جنس ماست !
او نیز مجنون است لیک در شاخه ای دیگر از درخت تنومند هنر که همه ی ما بر آن درخت آویزان ایم چون میوه گان :)
عطر ، موسیقی ، نقاشی ، سینما ، ادبیات ، تحقیق ، شعر و دیگر اقسام هنر همه بهانه است !
جهت ِفلش همه به یک سوست !
من میفهمم که او چرا بیمار شده و چطور بیمار شده و چطور مبارزه کرده !
در همین پیام قبلی به جناب اسعدی نوشتم .
جناب کبیری هم از جنس ماست و او بی خبر است که موسیقی با من و ما چه ها میکند !
که چطور همراه موسیقی به خدا میرسم ، بال پرواز من است ، سوخت موشک من است بر رسیدن به کهکشان . من او را میفهمم .
و به همین دلیل کاملا بی ریا و خودمانی با او سخن گفتم !
درد و درمان !
آفرین ! همه اش در همین دو کلمه نهفته است و کتابها میتوان از همین دو نوشت !
زنده باد
21 تشکر شده توسط : عباس بهرامی آرمان
But Not Today
لینک به نظر 9 آبان 1401 تشکر پاسخ به Shahin Asadi
استاد بزرگ شمائید نه من ، ای دوست عزیزم جناب اسعدی
شما خبر نداری که من چقدر دوستت دارم !
یکی از لحظات شیرین من صحبت با دیگر دوست عزیزمان ایرج سخی دل هست و اتفاقا همین دو شب پیش چقدر راجع به شما صحبت کردیم ! تا جاییکه خانمم گفت شام ات یخ کرد :))
حال بگذار چیزی به شما بگویم :
یعنی چند چیز :)
اول اینکه نوابغ ، دیوانگان اند ! این را به مسیح هم گفتم ! مسیح هم دیگر نابغه ی ماست . او هم با خود در جنگ است . باز هم داریم . بزرگترین هدیه ی خدا به برخی بندگان ژن جنون است . خدا این ژن را به هر کس نمیدهد زیرا این ژن ِ مخصوص خودش است !
به کهکشان ها نظر بینداز !!!
دیوانگی نیست ؟؟؟
این یک ! و اما دوم :
کدام نابغه ی جهان را میشناسی که این ژن و این اعتیاد را تجربه نکرده است ؟؟
اگر میتوانی فقط یکی را بر من نام ببر :)
به هر کس رجوع کنی ، میبینی عده ی بسیاری حین حیات اش گفته اند : آقا این حال اش خوب نیست :))
اما ، گویندگان اش را ترجمه کن که کیانند و سپس خوب را نیز ترجمان کن :)
متوجه نشده ای که چرا هیچ یک یا زن و فرزند و زندگی ندارند یا اگر دارند آنها دشمن ایشان اند ؟
اما هر یک بزرگترین هدیه را بر جهان تقدیم کردند و رفتند ! مگر خودمان کم داریم ؟

این دو ، و اما سه :
ژن دیوانگی ژنی ست که به اعتیاد ترجمه میشود گاهی ( اصلا یک ژن اند )
جایی این را خواندم :
بزرگترین استاد جهان ، بهترین شاگردها را فرا خواند و گفت بروید و عشق را بیابید و برگردید و آنکه یافت جانشین من خواهد بود .
رفتند و برگشتند ، هر کس چیزی گفت که در آن بالاترین شده بود ، یکی گفت خدا ( بزرگترین ملا شده بود ) ، یکی گفت ثروت ( گنج قارون داشت ) ، یکی گفت فرزند ( زیاد داشت ) ، ده ها نفر بودند و هر یک جایی به کمال رسیده بودند .
استاد گفت : یک نفر شما کم است . فلانی کو ؟
گفتند آقا او را ول کن ! معتاد شده و در جوب های آب دنبال نان میگردد ! دنبال آب میدود و چون دیوانگان میخندد ! سر و وضع ناجور ، احوال خراب ، حال پریشان ! شبها در خرابه ای بیتوته میکند . گریه میکند . برایش نان میبرند و او چون دیوانگان میخندد . از او میترسند !
استاد گفت : خب بروید ، کار تمام شد !
گفتند خب کدام ما جانشین توست ؟
گفت بر شما معلوم نشد ؟؟
:)
و تو ای بزرگترین مجنون جمع ما ، نه تنها نگران نباش که غرق شو در آن !
زندگی ی تو را از تو گرفته است ؟؟
کدام زندگی را از تو گرفته ؟ زندگی ای که دیگران میکنند ؟ منقل و کباب را ؟ پس آنگاه ، آن زندگیست ؟؟ و خدایی ای که تو میکنی خیر ؟؟
تو محقق دنیا آمده ای با یک ژن جنون که مهمترین هدیه ی خداست بر تو .
توصیه ی این حقیر نادان به توی بزرگ این است :
با هدیه ات مبارزه نکن و در او غرق شو !
منقل و کباب با فرزندان را بگذار برای آنطرف :))
ماجرا همیشه یک چیز است :
مرغ همسایه غاز است !
تو حسرت ایشان خوری و ایشان حسرت تو !
اما بدان : آنکه حسرت خوردنی ست زندگی ی توست ! از هدیه ات دلگیر و خسته نشو ! ادامه بده .
و تمام :)
26 تشکر شده توسط : عباس بهرامی redrose
Zen for Women
لینک به نظر 8 آبان 1401 تشکر پاسخ به نوید علیزاده
جناب نوید علیزاده عزیز
سلام و سپاس از لطف سرکار و خداراشکر که این حقیر سراپا تقصیر اسباب لذت دوستان اش است .
تمامی ی مشکلات ما عطردوستان این است :
سمپل ها و بسیاری از مینیاتوریها در تمام دنیا مجانی اند و اینجا بها دارند و دیگر اینکه با وجود آن ، بجای اینکه بیشتر از هر کشور دیگری ، آنها در ایران یافت شوند از هر هزار عطر تولید جدید صد تای آن وارد ایران میشود و از همان صدها ، تنها ده تای آنها سمپل دارند ! عطربازی در ایران ریسک بازی شده است :(
و اما عطر برای مادر گرامی تان :
در جاییکه اساتید بزرگی در شاخه ی عطرهای زنانه درین خانه داریم ، سواد اندک من درین شاخه هرگز جوابگو و کافی نیست !
از سرکاران خانم های این منزل که تجربه ی بیشتر از حقیر درین شاخه دارند تقاضا دارم بر من منت گذارند و به پرسش این دوست عزیزمان پاسخ گویند که خداراشکر تعدادشان بیش از بیست است و دانش ایشان در برابر عدد ۱ من دویست :)
من همیشه از معرفی ی عطر میترسیدم و اکنون که واهمه نیز بر آن افزوده شده ست :))
سپاس فراوان
21 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin
But Not Today
لینک به نظر 8 آبان 1401 تشکر پاسخ به حسن کبیری
حسن جان عزیز سلام
در ابتدا آرزو میکنم بیماری ات کاملا بهبود یابد و اثری از آثارش در روحیه ات باقی نگذارد .
عرض شود دوست عزیزم دستریز برای استفاده نیست ! برای تست است ، برای سابقه و بایگانی است ، برای قیاس است ، مرجع است ، برای این است که هر عطر جدیدی آمد رجوع شود به بایگانی ی آن گروه از روایح و عطر جدید از حیث کیفیت و قدرت قیاس شود با آنها تا نمره بگیرد و معلوم شود چقدر موفق بوده است ! برای راستی آزمایی ست ! کسی از ده بیست میل دستریز ، خیر استفاده نمیبیند .
کسانی که عطر میسازند را دیده ای ؟
دستریزهاشان به مرز میلیون رسیده است . عطری ساخته نشده که دستریز اش نزد ایشان نباشد .
بدون شک شما آرشیو بزرگی از موسیقی ها دارید ، یادتان هست ؟ خودتان گفتید که من از روز اول تا اکنون را دارم !
حال کسی بیاید و بگوید این دیگر چه کار اشتباه است ؟ آیا شما وقت دارید میلیونها ساعت موسیقی را گوش کنید ؟ عمرتان کفاف میدهد ؟؟
این سوال اشتباه است ! آن آرشیو به جهت تحقیق است و نه گوش دادن !
مشکل شما این است که این حق را بر خود مجاز میشمرید و بر دیگرانی که در هنر دیگری به موازات شما مشغول عشقبازی و تحقیق اند ، بیماری میشمرید و میفرمایید یک جای کار میلنگد و اگر درست قضاوت کرده باشید پس یک جای کار شما نیز میلنگد :)
در حالیکه خیر ! نه چرخ تحقیق و عشقبازی ی شما میلنگد و نه دیگرانی که در هنرهای موازی مشغول اند !
ما ایرانیان همه قاضی هستیم !
خود مبرائیم و همه گناهکار و لنگان :)
تمامی ی پیامهای اخیر شما یک مسیر دارد ، چه یکی را بخوانید و چه همه ، همه یک چیز میگویند و آن قضاوت دیگران است آنهم در حالیکه خود از همه پیشی گرفته اید در آن !
که بزرگترین آرشیو را دارید به گفته ی خود !
ایکاروس یک عکس گذاشت که حدود پنجاه عطر در آن بود و گفت این ، یکی از ۲۵ است . یعنی بیش از هزار عطر . او میخواهد استفاده کند ؟؟
خیر ! مشغول تحقیق است و اتفاقا آرشیو او در برابر آرشیو شما صفر است !
مشکل اینجاست آرشیو شما روی هزار دی وی دی انباشته میشود اما آرشیو ما جاگیرتر و گران تر در می آید . ما که آرشیوی نداریم در برابر مثلا نقاشی که چندین تابلو را از نقاشان بزرگ آرشیو کرده است که پول یکی از آنها به اندازه ی تمامی ی عطرهای کل همه ی ما است ! بلکه بیشتر !
شاید هم شب نان و پنیر بخورد و بخوابد :)
عشق همین است قربان !
قناری بازها را دیده اید ؟
و اما :
اگر منظورتان حقیر است که ده سال است یک شیشه عطر نخریده ام ! چرا ؟ چون خودم میسازم و آنچه میسازم در بازار پیدا نمیشود .
من اگر بخواهم به روش شما نصیحت کنم باید بگویم :
جناب کبیری ، تا همین جا بس است ! چه خبر است این آرشیو ؟ یک جای کار میلنگدها :)
هرچه موسیقی ی جدید آمد نخر . همین ها که داری گوش کن که بعید است در طول عمر انشاله بلند ات ، وقت داشته باشی همه را گوش کنی یا بنوازی . ضمنا هر زمان این ساز خراب شد به سراغ ساز دیگر برو :)
میبینی ؟؟ حتی خودت هم اکنون مشغول خنده ای بر این حرف ها :))
حرف درست این است :
آقا حسن ، عشقبازی کن که خوش یافته ای مسیر را و همین ادامه بده تا به مقصود رسی !
و اما ، عشقبازی و عطربازی چیزی ست و عطر خری و چال کردن زیر زمین به روش سنجاب چیزی دیگر ! که درخت عطر در نمی آید :)
این قسمت از حرف شما درست است که عزیزان ، عطر خوب بخرید ، استفاده کنید و سپس سراغ دیگری بروید !
به این اشخاص عطرباز نمیگویند مثل من که مثل شما موسیقی دان نیستم !
یک سی دی میخرم ، گوش میکنم و سپس میروم سراغ دیگری !
داستان ها و عشق ها را قاطی نکنید عزیزان !
با ارادت و لبخند ، حسن خان کبیری ی عزیز :)
34 تشکر شده توسط : عباس بهرامی rick
But Not Today
لینک به نظر 8 آبان 1401 تشکر پاسخ به بهروز
بله جناب بهروز عزیز
درود بر شما
همه ی ما زندانی هستیم به حبس ابد در این دنیا !
پروردگار ما نیز بدرستی فرموده ما انسان را بر زمین نیافریده ایم الا به تجربه ی رنج ها !
حال بقول ضرب المثلی ژاپنی اگر روز خوشی تجربه شد باید قدر آن را دانست . عشق و هنر و لذت همان روز خوش است برای ما .
همه ی زندانی ها مثل هم نیستند ! آن هوشیاران خود را سرگرم میکنند تا روزهای اسارت و انتظار آسان بگذرد . عاقبت باید رفت و حال که جبر است پس لااقل سعی بر عشق و هنر و لذت کنیم .
سرکار خانم ف الف یک موضوع بسیار درست فرمودند : هر کس به چیزی پناه برده است درین زندان تا انتظار ، طولانی ننماید و آسان بگذرد هرچند خودبخود با سرعت نزدیک به نور در حال عبوریم ! کهکشان ما سرعت دارد ، چرخش منظومه ی شمسی سرعت دارد ، چرخش های وضعی و انتقالی و کهکشانی ی زمین سرعت دارد ، ایضا روزهای عمر ما !
یک زمان میگفتند فلانی ( شوهر خاله ام ) سی سال سن دارد . من دوره ی ابتدایی بودم . با خود میگفتم : سی سااااااال ! من کجا سی سالم میشود ؟؟ اووووه ! کو تا من سی ساله شوم !
اکنون در حالی به ۵۰ رسیده ام که گویی همین را دیروز میگفتم !
پس میگذرد ! اما
نگذار دمی بی می و ساقی گذرد :)
مگذار که بی نای عراقی گذرد !
یا
اسباب جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه ی نای عراقی هیچ است
هر چند در احوال جهان مینگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است !
ما معتادیم به عشق و هنر !
و بر این اعتیاد مفتخریم :)
که روزهای زندان ما را معنی و مفهوم میبخشند
مهر بر هم میورزیم تا این روزها به شادمانی بگذرند !
من و شما و دگر دوستان با عطر و ادبیات و شعر و موسیقی و سینما ، دگری فقط با ساز و آواز ، آن یک ورزش و قهرمانی ، دیگری با عشق به کار و فرزند و همسر و دیگر اسباب !
همه هم حق داریم اما هیچ یک بر دیگری برتری نداریم یا نمیتوان گفت عشق من عشق است و مال شما مشق است !
مارمولک درست میگفت : هر کس راهی را برای رسیدن به خدا انتخاب میکند که راه ها گوناگون اند :)
عشق را خدا بخشید تا بندگانی که گلبرچین میشوند به او برسند !
اما سخت ترین اش مهر ورزی ست که کار هر کس نیست و بزرگ مرد و بزرگ زن خود میخواهد ! دلِ دریایی میخواهد !
باید از خود گذشته باشی تا به دگری برسی !
و گذشتن از خود قلب بزرگ میطلبد .
مهم عشقبازی ست و عطربازی ی ما نیز بهانه ی همان است :)
دیگران درک اش نمیکنند ؟
نباید هم بکنند که اگر میکردند آنوقت نمیشد مدعی بود که خداوند طبع هنری به همه کس نمیدهد :)
با ارادت
32 تشکر شده توسط : عباس بهرامی سعیده
Psychedelic Love
لینک به نظر 6 آبان 1401 تشکر پاسخ به حسن کبیری
حسن عزیزم و سرکار خانم فیضی ی عزیزتر ام
ارادتهای بسیار
با نگرانی بیدار شدم که مبادا فکر کرده باشید منظور پیام دوم من شما بوده باشید که خداراشکر هر دو عاقلترین اید و اینگونه برداشت نکرده اید و اصلا هیییچکس نباید چنین برداشتی کند چون من یک بحث کلی را مطرح کردم و خدا میداند هیچکس را در نظر نداشتم بلکه همه را .
خداراشکر .
به به . خواندن خاطرات برای من زیباست . چرا ؟
چون سراسر درس است . چطور ؟ سرنوشت ما همه یکسان است با تفاوتهایی ریز .
شاید روزی داستان ام را تعریف کردم من هم .
حسن عزیزم ، من فقیرترین ام اما این را خود انتخاب کردم که پادشاه زمان بودم !
سرکار خانم فیضی عزیز ، انشاله همان بشوید که من گفتم :)
از ته دل از خدا میخواهم همه ی دوستان ام آنچنان ثروتمند باشند که هر آنچه به چشم آمد بدست آید .
این دو سه روز و روزها هم میگذرد !
فیلمهای قدیمی دیده اید ؟
تا کنون به این فکر کرده اید که هییییییچ یک از تمامی ی عوامل آن فیلم و کل حاضرین اش ، اکنون نیستند ؟؟
همه خاموش و فراموش شده اند !
ما نیز همین شویم !
پس قدر این با هم بودن را بدانیم .
ارادتها به همه ی دوستان ام
30 تشکر شده توسط : عباس بهرامی          nazanin

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan