نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Derrick
لینک به نظر 6 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
ارژنگ عزیز ما ، خود بهتر از هر کس در مورد عطور مطلع است که هم سواد این کار دارد و هم تجربه ی چندین ساله !
لیک از سر مهر و بنده نوازی اسم حقیر و دوست عزیزمان علیرضا دبل ایکس را می آورد !
البته در مورد دوست عزیزمان علیرضا دبل ایکس حق با ارژنگ است و این حقیر نیز تایید میکنم .
حتی بدون شک از ما پیرمردان هم مطلع تر است جناب علیرضا . چطور ؟
چون با ساخت عطور جدید سروکار دارد ، دوره هایی را درین باب سپری کرده و خصوص در مورد ساخت عطور ( که جدیدا به کل با قدیم فرق کرده است ) تبحر دارد .
ما اگر هم تجربه ای چندین ساله داریم ، مربوط به ساخت عطرهای قدیم است که با عطرهای جدید به کل متفاوت بودند ! یعنی چه ؟
یعنی در عطور جدید ، ترکیبات سنتتیک حرف اول را میزنند و این علم در ساخت عطرهای جدید ، جوان است .
در قدیم نیز از مواد ، ترکیبات و نت های آزمایشگاهی استفاده میکردند ( علم ساخت نت های آزمایشگاهی بسیار قدیمی ست ) لیک نه به اندازه ، تعداد و حجم امروزه و بکارگیری آنها در ساخت عطر !
حتی ۱۰ درصد نت ها هم از حیث تعداد ، سنتتیک نبودند !
و همه میدانیم که ترکیبات سنتتیک از همه نظر متفاوت اند با نت ها و ترکیبات طبیعی !
از حیث تولد ، ساخت ، نوع ترکیب ، خروجی ، عمر طولی ، عمر عرضی ، اتصالو پیوند و هماهنگی با دیگر نت ها و ترکیبات و کلی مورد دیگر !
و از همه مهمتر ، در خصوص فرمایش ارژنگ عزیزم ، شرایط تخریب و عمر مفید آنها !
چیزهایی که همیشه برای عطور مخرب بوده اند به ترتیب اهمیت ، اینها هستند :
- تلورانس دما
یعنی مایع عطر مدام گرم و سرد شود !
این دشمن ترین است بر عطرها !
تابستانهای گرم و زمستانهای سرد ، عطرها را سعی کنید در مکانی با تلورانس دمایی ی ثابت نگهداری کنید . حوالی ۲۵ درجه سانتیگراد .
به یکی از دوستانم گفتم : این عطر اینجا چه میکند ؟ ( درون ماشینش بود ! ) داغ شده بود ! آنهم عطری با شیشه شفاف ! گذاشتش درون داشبرد ! گفتم اینجا که داغتر است !
فردایش زنگ زد گفت گذاشتمش درون یخچال که حالی بهش بدهم !!
گفتم چه حالی دادی که نابودش کردی :)
بیاندازش دور دیگر !
نور آفتاب ، حرارت درون ماشین و سپس یخچال ! هر سه بدترین دشمنان عطر !
- نور ، خصوص نور مستقیم خورشید
هر نوری دارای انرژی ست !
و هر انرژی ای هرچند ضعیف ، باعث فعل و انفعالات شیمیایی و پیوندهای مولکولی در عطرها میشود .
نور باعث شکست یا تخریب پیوندهای حساس و ظریف ترکیبات ( که تعدادشان هم کم نیست ) عطرها با هم میشود !
مواد متشکله ی عطر را بخوانید و ببینید چه تعداد ترکیبات در یک شیشه عطر موجودند به پیوند !
حال اینکه عطور جدید پرپیوندتر نیز هستند که ترکیبات آزمایشگاهی ، خود پیوندی مجزا دارند در خلق ، که عطور قدیمی ، کم تعدادتر ، طبیعی تر و باکیفیت تر بودند !
پس هر نوری برای عطرها مضر است ، بهترین جا کارتن ( جعبه ) خود عطر است .
- رطوبت
عطرها کنسرو اند ، یعنی هیچ شکافی برای ورود و خروج هوا یا مایعات ندارند !
پس چرا میگویند رطوبت بد است ؟
درستش این است :
در مکانهای مرطوب ( مثل حمام ) از عطر خود استفاده نکنید !
وقتی افشانه را فشار میدهید ، عطر خارج میشود ، اما مکانیزم اش چگونه است :
با فشار دادن افشانه ، شما مقدار معینی هوا را با فشار بر درون شیشه کنسرو عطر خود پمپ میکنید ، فشار زیاد میشود و همان مقدار بر حسب حجم از شیشه عطر شما مایع خارج میشود !
و اگر افشانه عطر شما باکیفیت باشد ، قطرات عطر خروجی را بصورت پودر خارج میکند .
به همین دلیل است که وقتی عطر شما ریزشی قطره ای یا نشتی داشت میگویند چندین بار محکم و سریع افشانه را فشار دهید تا درست شود !
چگونه درست میشود ؟ :
فشار درون شیشه به حد استاندارد پاشش میرسد یعنی : همیشه باید عطر شما فشارش بیشتر از یک اتمسفر ( فشار بیرون ) باشد .
چراغهای نفتی ی پرمزی قدیم یادتان هست ؟
که اول باید چند پمپ میزدید و سپس روشن میکردید !
قدیمی ها حتما یادشان هست :)
در اسپری ها این فشار چندین برابر اتمسفر است چنانکه برای خروج مایع نیازی به پمپ کردن هوا درون آن ندارد .
پس : وقتی در مکانی مرطوب مثل حمام از عطر استفاده میکنید ، ناخواسته رطوبت را به درون شیشه عطر خود تزریق میکنید !
عطر و آب هم که اصلا با هم سازگاری ندارند !
- بهم زدن سریع شیشه عطر
دیده اید برخی عطر خود را بشدت تکان میدهند ؟ که ببینند اصل هست و گرداب و حباب میدهد ! حال آنکه داستانی شنیده اند لیک به معنایش نرسیده اند :)
آن داستان مربوط به الکل است نه عطر :)
تکان شدید پیوند مولکول ها را دستخوش تغییر یا حداقل ناپایداری و آزار میکند .
اینها اهم دلائل تخریب عطرهاست ، چه قدیم چه جدید ، لیک عطرهای جدید را بجهت فرمول جدید ، باید از دوستان مسلط به علوم ساختی ی جدید عطور پرسید ، مثل علیرضای عزیز که عرض کردم .

تجربه خودم :
یافته های خودم هرچند پرتعداد و مفصل اند لیک برای عطور قدیم بیشتر کاربرد دارند .
مثلا :
هرچه عطر غلیظ تر باشد سرعت تخریبش میتواند بیشتر باشد !
یعنی ادوکلون ها عمری به مراتب بلندتر دارند تا پرفیوم ها ! چرا ؟
چون روغن معطر ( اسانس ) امکان تخریب بیشتری دارد .
الکل عمری طولانی دارد لیک اسانس روغنی خیر .
تغییرهای : رنگ ، شفافیت ، رایحه ، غلظت و حجم از نشانه های تخریب اند . اما :
اما این دوی آخر ، یعنی غلظت و حجم میتوانند ادله ی تخریب نباشند بلکه شیشه عطر شکافی برای عبور هوا داشته ست لیک شیشه عطر در جعبه خودش و در محل مناسب با دمای مناسب و بصورت ایستاده بوده است ، اینگونه الکل و آب دی یونایزد به آرامی و در طول زمانی طولانی تبخیر شده اند ! این علاج دارد .
حتی میتواند شکاف هم نداشته باشد لیک میزان عطر باقیمانده ۱۰٪ شیشه یا کمتر از آن باشد ، اینگونه باز هم مایع عطر بجهت رسیدن به تراکم بخار در درون شیشه ، کسر و غلیظ میشود . اینهم علاج دارد .
غلیظ شدن مایع عطر ( که همراه تغییر رنگ مایع عطر است اما نه تغییر شفافیت ، یعنی عطر کدر نمیشود و رایحه روغن مانده نمیدهد ) تغییر پله و نت های پله را موجب میشود !
که پس از علاج کردن و تنظیم غلظت هم به حالت اول برنمیگردد هرچند که مایع عطر به حجم و غلظت قبل بر میگردد !
این ماجرا هم ، نت به نت ، پله به پله و عطر با عطر هم فرق دارد !
برخی اوقات در برخی عطور ( مثل عطور سبز و آکواتیک ) برخی نت ها در گذر زمان قویتر در رایحه اما ضعیفتر در بخشهایی از پرفومنس میشوند ، مثلا وتیور بسیار قوی میشود در رایحه اما پروجکشن اش ضعیف ، پخش اش قوی و ماندگاری اش ضعیف و سیاژش نابود میشود !
و برخی نت ها مثل نت های برخی گل ها ضعیف میشوند !
و برخی چون نت های آکواتیک و سیتروسی ها کلا حذف میشوند !
پیچیده است و طولانی ، از آن بگذریم بهتر است :)
نکته مهم بر حسب تجربه شخصی حقیر :
عطرها تاریخ انقضاء ندارند دوستان عزیزم !
اما تاریخ مصرف دارند !
بزبان ساده تر :
تا وقتی افشانه عطر را فشار نداده اید ، عطر شما در شرایط مطلوب نور ، دما ، رطوبت و تکانه ، تخریب یا مرگ ندارد .
اما بمحضیکه از آن استفاده کردید ( شروع ورود هوا و اکسیداسیون ) تخریب آغاز میشود ، یعنی آن تاریخ مصرف مندرج در ذیل شیشه ، اغلب ۳۶ ماه ، صحیح است .
اما همین هم بستگی به میزان درصد خالی شدن شیشه از مایع دارد ، هرچه مایع کمتر باشد امکان و درصد تخریب بیشتر میشود !
میخواهید دکانت بردارید ؟ آنرا در شیشه ای مات و تمیز بریزید طوریکه کاملا پر شود !
میدانم خسته شده اید ، من که خسته شدم :)
تازه اگر بخواهم عطر به عطر ، گروه به گروه و نت به نت بگویم که میشود مثنوی هزار من :)
انشاله اوضاع که درست شد ، هر عطری را که دوست دارید و پسندیدید ، چندین نسخه بخرید و تعدادی راآرشیو کنید به روش درست و مابقی را با خیال راحت مصرف کنید و تمام کنید ، این نگرانی در آرشیو کردن هم در مملکت ما مضاعف است !
یکی بدلیل ضعیف شدن عطور
یکی هم بدلیل ضعیف شدن ما :)
بقول قدما کاسه بیمار شده ایم :)
یک عطر میخریم با هزار محاسبه و قایم باشک بازی و سپس حتی دلمان نمی آید روزی یک پاف هم بزنیم از ترس اینکه اگر تمام شد چه کنم ، اگر استفاده نکنم و خراب شد چه کنم ؟؟
کاسه ی چه کنم چه کنم را که قدما بشدت میترسیدند ، به دست ما دادند همان ها !!
یعنی به هر شش جهت که می نگریم باید بگوئیم : چه کنم ؟!
عطربازی هایمان به یک صدم رسیده اما باز هم چه کنم ها باقی ست !
ای خدا ، تا به کی ، تا به کجا ؟
حتی برخی اوقات خجالت میکشم به خوشبویی و شیک پوشی ! خدا میداند !

39 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
Wulóng Chá
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به Mahyar
دوستان عزیزم
درودها بر تک تک شما
میخواستم مطالبی باقیمانده را خصوص در مورد مهم و محق مهرداد عزیز که نیمه کاره ماند ، در پانوشت یکی از ریویوها عرض کنم لیک دیدم طولانی میشود آن ریویو ، بنابرین اینجا و در پاسخ به دوست عزیزم مهیار نازنین بر شما بهترینها خواهم نوشت .
ابتدا :
مه یار عزیزم یار ماه :)
من همیشه ملطوف مهر بیکران تو بوده ام و ازین باب مفتخرم .
آن کتاب به دو دلیل کتاب نابینایان انتخاب شد در فیلم :
- دلیل مهم : میخواهد بگوید هر آگاهی مهم و کارساز بصورت رمز موجود است و باید رمزگشایی شود .
مثل کاری که ما با عطرها میکنیم !
چرا رمز ؟ چرا خیلی راحت و بی پیرایه نمیگوید ؟
چون اینجا جهان تضادهاست !
( پس همه نباید بدانند ، که ابزار بدخواهان خواهد شد ! )
یعنی هر چیز ضدی دارد ! چرا ؟
چون اینگونه "اختیار" شکل میگیرد به : انتخاب !
چون تمااام زندگی ما در این مرحله ، مواجهه با دوراهی هاست !
یعنی دنیای تضادها !
این تضاد چه سودی دارد ؟
الک میکند همه چیز و همه کس را !
- دوم :
میخواهد بگوید : تمامی نشانه ها در اطراف ما موجود است و ما در آن آیت ها غرقیم لیک ، نمی بینیم !!
کسی باید بر ما ترجمه کند !
حکما ، شعرا ، دانشمندان ، هنرمندان ، اساتید هر رشته همگی پیام آوران اویند ، یعنی اویی را که ما در آن غرقیم بر ما ترجمه میکنند به دیدن !
درست مثل عطرها ، که نیاز به مترجم دارند .

و اما موردی که نیمه ماند در خصوص فرمایش مهرداد مهر داد عزیز
قبل اش بگویم که منظور این نظر هیچ شخص خاصی نیست ، که اتفاقا دفاعیه یکی از اشخاصی که قبلتر متهم شده بود را خواندم و پسندیدم !
چندین دلیل وجود دارد که یک نفر متنی را کپی میکند و بنام خود منتشر میکند !
مثل موارد : شغلی ، درآمدی ، نیاز به مطرح شدن در گروهی خاص ، نام جویی ، تسابق با دیگران ، نیاز به دیده و شناخته شدن بجهت ورود در شغلی جدید و خیلی دلائل دیگر .
که هر کدام ، خود داستانی مفصل دارد .
اما همانطور که قبلا گفتم ، این کار بسرعت کشف میشود ، و منتشر کننده اش الک میشود !
یعنی به سرعت خواندن چند خط اول متن اش !
چطور ؟
- اگر قدیمی هر سایت باشد :
در قیاس با نظرات قبلی اش :
املاء و انشاء اش بسرعت برق تغییر کرده است !
واژگان اش بسرعت نور ، چندین پله تغییر کرده است !
سواد اش یک شبه به اوج رسیده است !
توان اش در خصوص آن مورد مطروحه ، یکهو به انتهای آن رسیده است !
:)
- اگر جدید الورود باشد در هر سایت :
آنقدر دوستان موشکاف هستند که با چند نظر یا مکاشفه ، توان ایشان را محک بزنند یا در نقاطی دیگر تعقیب کنند .
آیا اصلا این کار صحیح و آموزنده است یا نه ؟
اولا تنها آموزندگی اش همین است که اگر امروز دیگران متوجه نشوند ، فردا خواهند شد و اتفاقا هر چه بیشتر طول کشد : شخص بالاتر رفته و سقوط اش شکننده تر خواهد بود !
نردبان این جهان ، ما و منی ست
عاقبت : این نردبان افتادنی ست !
لاجرم آنکس که بالاتر نشست
استخوان اش سخت تر خواهد شکست !!
یعنی اگر شخص برای ریویو کردن عطور و ادبیات و واژگان و املاء و انشاء برای همه ، دانشگاه هم رفته باشد ، چند سالی طول میکشد تا آرام آرام و در هر نظر ، خوانندگان ببینند که کمی از قبل بهتر شده ست تا به مرور به اوج رسد ، ناگفته نماند برخی جوانان در ادبیات ، زبان و واژگان تبحر و استعداد دارند که برمیگردد به نحوه تربیت و نوع خانواده و دریافت احسن آموزش حین تحصیل خود که در همین خانه نمونه هایشان را داشتیم و داریم خداراشکر لیک ایشان از بدو ورود همین بوده اند و کماکان همینند و روز بروز نیز پروازشان رفیع تر خواهد شد انشاله .
وقتی در یک سایت زندگی میکنید خصوصیات شما به فوریت و در گذر زمانی کوتاه شناخته میشوند ، پس آنگاه تغییری فاحش نیز بسرعت دیده و کشف میشود !
یعنی هر جمع میدانند تلورانس توان هر شخص تا کجاست !
کپی کار همیشه بوده و هست و خواهد بود ، خوانندگان باید عاقل باشند و هرگز اینگونه کارها را تایید و تبلیغ نکنند که خاطی تشویق به بزه نشود !
که اینگونه ایشان نیز در بزه شریک اند !

حال که کپی "بد" است چه خوب است ؟
خودمان باشیم !
به همین سادگی !
یک مورد بسیار مهم :
دوستان عزیزم ، اصلا نگران نباشید که ممکن است در ریویو یک عطر اشتباه کنید ، نت ها را اشتباه حدس بزنید یا هر اشتباه دیگری !
اولا :
نت ها دیگر طبیعی نیستند ، سنتتیک شده اند و اغلب نت های سنتتیک برای هر کس ممکن است جور دیگری احساس شوند .
دوم :
که بسیار مهم تر است :
اصلا مهم نیست که سازنده ی عطر ، چه نت هایی را در عطر بکار گرفته ست !
بلکه مهم این است :
ما عطربازان ، دوستداران و مصرف کنندگان عطر ، چه نتی را در عطر حس میکنیم !
تمام زحمت او ، سواد او ، کوشش او ، فن و فوت او ، پیشینه و پسینه ی او ، حتی اعتبار نام او ، همه اش : به نظر ما منتهی میشود !
که بگوییم :
- خوب است !
- یا اصلا خوب نبوده است !
- یا فلان نت را ریخته ای در عطر ؟ خیر ، ما فلان نت دیگر را حس میکنیم !
- یا مثلا نت الف را بکارگرفته ای و عطر را تند معرفی کرده ای ؟ من شیرینی نت ب را حس میکنم که تندی نت الف را پوشانده است !
بنابرین :
چیزی که مهم است : نظر شماست ، که تمام هم و غم او ، تایید یا عدم تایید شماست !
ممکن است اشتباه کنید ؟ :
چه کس اشتباه نکرده است ؟؟
هیچ میدانید به چه کس گویند : مجرب ؟
یعنی کسی که بیشترین تجربه را دارد !
یعنی : کسی که بیشترین اشتباهات را مرتکب شده و از هر اشتباه درسی برداشته ست !
یعنی : هرچه اشتباه بیشتر = مجرب تر !
جویای نام بودن خوب است و باعث تسابق ، تربیت و رشد میشود لیک بشرطی که به تقلب منتهی نشود که آورده ای معکوس دارد .
ضمنا : ساده بنویسید ، طوری که جوانان جویای عطر هم براحتی بخوانند و بفهمند .
چند ماه پیش ( که غایب بودم ) دوستی قدیمی که عطربازی بزرگ است گفت : تو چرا به روش خودت ریویو نمینویسی ؟
منظورش یک نوع ریویوی بود که سالها پیش بر روی برگ A4 مینوشتیم و به هم میدادیم که پر بود از اصطلاحات و کلمات خاص عطربازی و ...
قلمبه و سلمبه بقول معروف :)
گفتم اولا شما چرا نمینویسی ، باز گلی به جمال هر کس که خوب یا بد ، کم یا زیاد مینویسد در ثانی بهترین ریویو ، ریویویست که یک جوان تازه وارد بفهمد و راغب به مطالعه بیشتر شود !
گفت پس ما چه ؟
گفتم اولا شما که استاد منی و شما باید بنویسی که نمینویسی باتاسف لیک اگر میخواهی بدانی که این محصل درس ام بهتر شده یا نه ، چشم ، ریویو یک عطر را هم تقدیم شما میکنم با کمال میل :)

مورد بعدی : کلون ها یا به زبانی : مشابهین اقتصادی ( هرچند همیشه گفته ام مشابه ، اشتباه است که هر عطر شخصیت خود دارد )
دوستان عزیز جوان ام ، مراقب باشید در کلون ها غرق نشوید !
میدانید چه میشود در گذر زمان :
- سلیقه ی شما بدون اینکه متوجه باشید تغییر میکند !
آنهم سلیقه ای که بخاطرش سالها زحمت کشیده اید !
بارها گفته ام :
کلون ها تنها به یک کار می آیند :
میخواهید عطری را تست کنید اما وجود ندارد ، پس میتوانید " حال و هوا " ی آن را با بوییدن کلون اش حدس بزنید !
اوضاع مالی خراب است ؟
درست ، اولا که صبور باشید بی شک اینطور نخواهد ماند برای مدتی طولانی درثانی هنوز برندهای ارزان و خوب هستند .
اجالتا تنها به خوشبویی اکتفا کنید و : تست عطور اصیل و لایق .
و اما مبحث عطور اماراتی که اینروزها خوشحال اند در کشور ما :)
عطور اماراتی دو نوعند :
- کلون ها
که برای شما ( عطربازان ) همیشه مردودند .
- عطور شاخص و نیش
که از بهترین های دنیای عطورند .
قبلا هم عرض کرده ام : کلون ها ، برای تجربه ی نوجوانان تازه وارد به دنیای عطور خوبند ، با اینها شروع میکنند و آرام آرام پله ها را بالا می آیند و نه برای شما عطربازان کهنه کار !
که میشود پایین رفتن پله ها :)
خلاصه که مراقب سلیقه ی به زحمت بدست آمده ی خود باشید !
عشقبازی و عطربازی با خوشبویی فرق دارد !
ضرر و زیان چند وجهی آنها نیز بماند که مهمترینش تغییر سلیقه و اشکال در حس بویایی ست .
یک مورد را مضاف کنم در ویرایش که مباد دوستان عزیزم در خصوص دوست هنردوستمان جناب دکتر اسعدی دچار سوء برداشت شوند خدای ناکرده :
جناب اسعدی بطور کامل و بصورت کلی ، عطور اماراتی را تحت نظر و سیطره ی تجربه خود دارد ، یعنی هم عطور کلون اماراتی را بررسی و نقد میکند و هم از آن مهمتر و دقیقتر ، عطور نیش اماراتی را که این دومی را شخصا با علاقه دنبال میکنم از طریق مطالعه نظرات دقیق ایشان .
ضمنا جناب دکتر عطوری نیش را از امارات در کالکشن شخصی دارد که من تنها مطالعه کرده ام و هرگز امکان تست آنها برایم فراهم نبوده است ، این ناشی از پیگیری و علاقه بیش ایشان به هنر عطاری خصوص هنر عطاری شرقی ست که به مراتب از حقیر پیشروتر اند بواسطه ی تست و تجربه .
برایشان موفقیت روزافزون آرزو میکنم و امید که عطرهایشان نیز همچون خودشان به زوجیت عاشق شوند که الحق ایشان شایسته کمال اند با منش و خصوصیات رفتاری نیکی که دارند .
پاینده انشاله :)

مورد دیگر :
بر پخش و ماندگاری تاکید نکنید دوستان عزیزم بلکه بر جنس و کیفیت رایحه ی عطور .
پخش و ماندگاری اهم عطور نیست !
یکی گفت فلانی یک عطر به من معرفی کن آخرِ پخش و ماندگاری !
گفتم : نفت !
دیدم با تعجب نگاه میکند ، گفتم پاسخ پرسش شما ، با آنهمه تاکید بر پخش و ماندگاری ، نفت است ، البته گازوئیل هم بد نیست اما بنزین زودپر است :)
هرچند که شخصا عاشق پروجکشن و سیاژ ام :)
این دو را خیلی میپسندم ، اولی را بر تن دیگران ( که مدام ببویم وقتی نزدیکشان ایستاده ام ) و دومی را برای خودم :)
از بین پخش و ماندگاری و سیاژ و پروجکشن ، تنها سیاژش مال ماست که البته هرچند آن نیز به ماندگاری مربوط است لیک پرفومنس در اصل مال مردم است !
مثل دختران که میگفتند مال مردم اند :)
لیک این جمله هم مال قدیم بود !
مگر اینکه :
در خانه یا خلوت خود با یک عطر سر کنید به عشقبازی ، که آنهم پرفومنس نمیخواهد !
دیگر آن عطور ِقدیم نیستند ( میخواستم بنویسم مردند دیدم عشق هرگز نمیمیرد ضمنا مردن و مرگ کلماتی اشتباه اند در معانی ما ) هرچند که گاه و بیگاه پسر و دختر عموهای رنجور و نحیفشان را بین عطور می بینیم به دیدار :)
با این وجود آنچنان گران دیدار شده اند و گران قیمت که همان نباشند بهتر :)
حرف هایم طولانی شدند ، عذر بابت اش .
امید که مفید باشند
ارادت ها تقدیم به همه ی شما خوب معطران این دنیای امروزه بی بو یا حتی بدبو !
با امید به بهاری پرشکوفه سپری کنیم این روزگار تیره و تار و سرد مه آلود بدبو را
که حتی برخی خوبان نیز بدی آموختند از دیگران به انجام !
آنهم در زمانی که خوب بودن نعمت شده است ، نه وظیفه !
💐
35 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
دوستان عزیزم
شب یلدا تون مبارک و میمون باد
اگر تاریخ ایران را مطالعه کنید ، از یک حقیقت و تفاوت با همه ی ملل دیگر مطلع میشوید و آن چیست ؟
هیچ ملتی به اندازه ایرانیان در پی شادی نبودند ، شادترین بودند !
به هر بهانه جشن بر پا میکردند !
تقویم ایرانیان لبالب بود از جشن های متنوع !
نوروز ، کاشت محصول ، برداشت محصول ، اولین و آخرین محصول ، آغاز هر ماه که هر ماه فلسفه خود داشت ، جشن های آغاز فصول ، طولانی ترین شب و روز سال ، جشن های خارج از تقویم مثل جشن باران و برف ، جشن های حصول محصول دیم ، جشن های تولد و نامزادی و عقد و ازدواج و بسیاری جشن ها و کارناوال های دیگر به بهانه های مختلف .
دنیا بر توازن است ، تمام غم و غصه های میزان آن را مدتهاست به پرداخت مشغول ایم !
از بس باریدیم خشک شدیم و ازینروست که طبیعت به بارش ما اکتفا کرد !
بارشی شوره زار !
خدای را سپاس که اندک آن جشن ها باقیست هرچند که همچون عطور ، مصنوعی شده اند !

عطر شب یلدای امسال :)
یکی از زیباترین های امروزه در رایحه را پیدا کردم !
دیشب ، تمام باقیمانده های عطرهای ریویو نشده مهربد را آوردم ، خداراشکر کم اش باقی مانده ، یک به یک درب های همه را بوئیدم .
وقتی به این عطر رسیدم ، دیدم چنان زیباست در رایحه که نمیتوانم از آن عبور کنم !
عجب رایحه ای خدای من !
به معدود روایح امروزی ، به اندک مایعاتی که امروزه در شیشه های خوش آب و رنگ میریزند میتوان گفت : عطر !
یعنی از همان بوییدن درب عطر معلوم میشود ، برسد به تست آنها .
این "عطر" صحرین ویند از جمله این معدودهاست !
نسیم صحرایی که صحابی ، کهکشان ها و ستارگان به زیباترین و پرنورترین حد امکان ، میدرخشند در آسمانش !
جایی که زیر پایتان تریلیون ها کهکشان ، به جنبش به شکل شن موجودند !
تو گویی دنیایی دیگرست صحرا !
آنها که بوده اند و شب ها گذرانده اند به انجام نجوم و کشف کشوف و شهد شهود ، باخبرند و میدانند که چه میگویم !
اگر نرفته اید ، حتما شبی را همراه یک بَلَد آنجا بگذرانید و تنها : شاهد باشید !
عطر آنجا را ببوئید !
از کهکشان تا شن ها ! گیاهان و جانداران !
و حتی عطر سوسک سرگینی که با ناراحتی از خدا راجع به علت خلق انسان پرسید ، آنهم در دنیایی که همچو اویی مهم ، بزرگ و کارآمد خلق کرده ست !
داستانش را که میدانید :)

این رایحه "عطر" صحرین ویند الحق زیباست !
الان خیلی خسته ام ، تست نکردم لیک شیشه اش را جدا گذاشتم همراه زرجوف رنسانس که انشاله در اولین فرصت و در نوبت اول تقدیم حضور معطر شما کنم .
حتما عطر دیشب خود را ریویو کنید !
یادتان باشد ، یکی از بهترین شب ها برای شناخت یک عطر ، شبی ست که بیدار بوده اید و از همان ابتدا عطری را استفاده کرده و خصوص بازخورد آن را در جمع تجربه کرده اید !
یعنی در شب یلدا باید یک عطر بر شما روشن شده باشد چون خورشید :)
اینگونه فرصت ها و مجالس مشابه را هرگز از دست ندهید به عطربازی و حصول بازخوردها !
حتی اگر لازم است از تک تک حاضران بپرسید و نظرخواهی کنید !
اتفاقا خوشحال هم میشوند به چند دلیل ، که اهم آن این است که : سلیقه ی خود را نزد شما مهم خواهند انگاشت و تلقی خواهند کرد !
باعث نزدیکی و مهر میشود .
یادمان باشد که اگر پرسیدیم ، هرگز نباید با نظر ایشان مخالفت کنیم یا جبهه بگیریم !
هرچه که گفتند ، آن درست است و اصلا منظور نظر ما نیز همین است ، و سپاسگزار خواهیم بود بابت مشارکت !
ما بیش از همه میدانیم : تعدد سلائق به تعداد انسانهاست !
اهم آمارگیری برای ما : درصد است .

دوستان عزیزم یلداتان مبارک و انشاله این آخرین یلدای غمگین عطر ما باشد !
شام بخت ما رو به نور باد و سحرش نزدیک به می ی سحرگاهی !
ارادت ها تقدیم به شما
💐
49 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
Aramis 900
لینک به نظر 30 آذر 1404 تشکر پاسخ به Telecaster
دوستان عزیزم سلام ها بر شما
تلکاستر عزیزم
درود بر تو
من نمیدانم چه کسی گفته که آرامیس ۹۰۰ سری قدیم ( که عکسش در عطرگرام حقیر هست ) ساخت انگلیس هست ، هر کس که گفته ست درست گفته ست !
اولا امریکا در عطور سابقه ای ندارد ، هر آنچه که اکنون دارد از عطارانی شهیر دارد که همگی این مکتب را از اروپا آموخته اند !
و سپس با استفاده از ثروت ، انتقال دانش و مواد اولیه مرغوب کردند و اکنون جایی برای خود دست و پا کرده اند !
و اما آرامیس ۹۰۰ سری قدیم :
که نمیدانم الان چقدر قیمت نجومی دارد ، ساخت انگلیس بود .
اما ، در تیراژهایی ، ساخت : لندن ، پاریس و نیویورک مقیود شد که نشان از همکاری این سه کشور در تولید بود که هر کدام سهمی داشتند .
لیک آن آرامیس جهانگیر ، در اصل انگلیسی ست .

خب ، دوستان عزیزم
حال که این پیام را نوشتم ، یک نکته آموزشی هم بر جوانان این خانه عرض کنم :
سوال :
آیا پرفومنس ( خصوص ماندگاری ) که همه از عشاق اویند ( !! ) ارتباط مستقیم با غلظت دارد ؟
یعنی عطرها ، هر چه غلیظ تر باشند ماندگارتر اند ؟
ترتیب غلظت را که یادتان هست :
ادوفرش -> ادوکلون -> ادوتویلت -> ادوپرفیوم
-> پرفیوم -> اکستریت د پرفیوم -> پیور پرفیوم

درصدهایشان را هم که میدانید ، یعنی درصد اسانس روغنی خالص یا به عبارتی پیور پرفیوم در آنها :
۳ -> ۵ -> ۸ -> ۱۵ -> ۲۵ -> ۴۰ -> خالص .
البته بسیاری برندها ، مینویسند لیک رعایت نمیکنند ، یعنی چه ؟
یعنی مثلا ادوتویلت را ادوپرفیوم قید میکنند ، ایضا بقیه نسبت ها !
خصوص عطور ایرانی :)
خلاصه ، آیا پرفومنس به این اعداد ارتباط مستقیم دارد ؟
یعنی هرچه غلیظ تر ، قویتر ؟

پاسخ : خیر !!

ادله : همین ادوکلون آرامیس ۹۰۰ قدیم و بسیار ادوکلون ها و ادوتویلت های قدیم که عین اژدها اکستریت د پرفیوم های امروزه را میبلعند !!
چه کسانی خبر دارند ؟
تمام عطربازان کهنه کارمان !
یادم هست حوالی دو سال پیش با ارژنگ عزیزم و دیگر دوستانِ جان مشغول همین گفتگو بودیم !
علاوه بر این یک شیشه ای که پلوم دارم یک شیشه هم برای استفاده داشتم ،
یک پاف برای : حداقل یک هفته پرفومنس "مفید" !
و رایحه ای که فقط دوستانی که استفاده کرده اند میدانند چه میگویم !
هر گرانی بی حکمت نیست !
نمیدانم الان چقدر شده ست !
سوال : پس به چه بستگی ی بیشتر دارد ؟ پاسخ : کیفیت متریال !
البته ناگفته نماند که غلظت هم حتما و بدون شک ارتباط مستقیم دارد لیک خواستم بگویم از غلظت مهمتر هم داریم در حصول پرفومنس :)

نمیدانم بگویم خوش بحال ما که آن عطور را تجربه کردیم یا بگویم بد بحال ما که آنها را دیدیم و سپس اینها را !
برخی آب زیپو اند !
یاد شرکت زیپو افتادم :)
که قدیمی های این برند هم عالی بودند .

چقدر ناراحتم از اوضاع عطور امروز ما !
که همه از عطرهای بی کیفیت و روغن ها و اسانس های مضر و ناسالم مجبورند استفاده کنند !
ای خدا ، مردمی که اینقدر به بوی خوش اهمیت میدهند آنهم نه به دلیلی مثل فرانسوی ها بلکه به عکس آنها !
میدانید که چرا اصلا فرانسه مهد عطر جهان شد ؟
اجبار !
چون حمام نمیکردند !
مثل اجباری که سوئیسی ها به ساخت ساعت داشتند ، چون در نیمکره شمالی اند و طلوع و غروب آنجا در فصول مختلف متفاوت تر است .
ایرانیانی که ۷۰۰۰ سال است میدانند پاکیزگی از اصول خداپرستی ست و خوشبویی ابزار نزدیکی به او !
اکنون جهت خوشبویی به این روز افتاده اند !
چه گویم که ناگفتن ام بهتر است !
ارادت ها خدمت دوستان عزیزم
💐
36 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
دوستان عزیزم سلام
امشب که نظر خواهر عزیزم سرکار خانم فیضی را خواندم ، خوشحال شدم .
یعنی لبخند این خواهر عزیزم اکنون از هر چیزی برایم مهمتر است در زندگی ام ، من که خبر جزئیات ندارم که خدای عزیزم چه در سر دارد لیک آنچه که سهم من است بدرستی صورت نگرفته است اجالتا .
شما عزیزانم خیلی چیزها را راجع به من نمیدانید ، آنهایی میدانند که مرا از نزدیک میشناسند .
مثلا خیلی پیشنهادها به من میشود که بیا فلان کار را برایت انجام دهم یا فلان وام را به تو بدهم یا ازین دست .
از من ترسوتر نیست از باب بدهی که آنطرف دیدم چه خبر است !!
میگویم تصدق شما ، کف دستی نان ، سقفی بالای سرم که باران نخورم ، لیوانی آب ، حافظ و مولانا و قرآنی به مطالعه ، شیشه ای عطر و سکوتی که بتوانم تفکر کنم ، مرا بس است ، تا سفر به انتها رسد انشاله هرچند که کاملا میدانم مسیر به تجربه و درک و آموزش چنان مهمتر است از مقصد که بخاطرش این اعزام عظیم صورت پذیرفته است !
خانه ؟ اینطرف نمیخواهم !
ماشین ؟ همین که خدا داده برایم بهترین است که دوستم دارد خداراشکر .
لباس شیک ؟ اگر برای خدا بپوشید آنقدر به شما میدهد که نمیدانید کدام را بپوشید !
و مهر همه ی اطرافیان دور و نزدیکی که دوستم دارند و اطاق کوچکی در قلبشان دارم .
و دوستان خدا و فرشتگانی که اگر درمانده شدم بلافاصله بدون اینکه تقاضایی کرده باشم بدون فوت وقت میشتابند ! که :
خدا بر هر کس بس است !
بجز اینها دگر چه میخواهم ؟؟
این از دریافت !
پرداخت را هم که او تضمین کرده است به چندین برابر در بهترین زمان !
دیگر چه میماند به لزوم ؟!
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ؟
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ؟!
خلاصه که گفتم حال که خوشحالم کاش یک عطر نشئه کننده یا سکرآور دربیاید از صندوق جادویی مهربد عزیزم !
چه درآمد ؟ گرلن هوم ! این از فال :)
سپس شاهدش چه آمد ؟ ولانگ چا ! به به !
عاشق این عطرم ، یعنی همه ی این دست !
آنچنان که زمانی که پارسال رسید به دستم ، یک شب را تا صبح با هم سپری کردیم :)
نظیر و مشابه دارد ؟
نظیر ندارد اما مشابه دور چرا ، در آردن و کرکجان و کرید .
اما این چیزهایی دارد که جای دیگر نیست !
البته هست اما نه در چنین فضای مشابهی !
چه چیزهایی ؟
سرخالو و چای اولانگ !
این عطر اول مست ات میکند با سلام تاپ نت ، بعد با طپش قلب بی نظیرش به پروازی عاشقانه دعوتت میکند و در انتها و پس از فرود ، آنچنان نشئه ات میکند با انجیر مدیترانه و مشک و مهمتر : شمعدانی ای ناز و عمیق که تو را به خلسه ای عمیق فرو میبرد !
رختخواب مرا مستانه بینداز !
ورنه مدام به سجده روم و برخیزم ، ازین خلسه ی عمیق طلایی و سرخابی رنگ نت ها :)
خدایا چقدر این عطر ملیح است و غلیظ !
نورانی و عمیق !
ساده و پرسروصدا !
سر به زیر و شاد !
کم نت و شلوغ !
جمع اضداد است :)

ابتدا معرفی نت هایی که ممکن است جوانان عزیز این خانه کمتر شناخته یا تجربه کرده باشند :
سرخالو
( که کل پله اول و قسمتی از پله دوم را در مدیریت خود دارد )
به به ، عجب رایحه کمیابی دارد این سرخالو !
هم خوشگل است ، هم خوش آب و رنگ ، هم خوشمزه ، هم خوش رایحه !
خاستگاه :
جنوب چین و شمال ویتنام
تفسیر رایحه :
بی نظیر ، گلی ای متمایز ، چند وجهی ، شیرین ، میوه ای گلی !
- کدام نوعِ شیرین : شیرینی ای خندان و بازیگوش و پرشیطنت !
دختران اینگونه را دیده اید ؟ شیرینی ی اینها با بقیه فرق دارد :)
- کدام نوعِ میوه ای : جنگلهای آفتابی و مرطوب حاره ای آسیایی را که تمام میوه ها رسیده اند و بویشان در هوا پیچیده ست !
- کدام نوعِ گلی : از جنس شکوفه ها ، تجمیعی از آنها !
هر بوی گلی را که در پله های اول و دوم این عطر حس میکنید از سرخالوست .
در پله سوم کمرنگ میشود و جایش را به شمعدانی ای کم نظیر میدهد که مشک زیباتر و عمیق تر اش کرده ست .
وسط تشریح نت رفتم در تشریح پله :)

انجیر
پوست ، شاخه ، برگ ، میوه و شیره اش کمی تفاوت رایحه دارند اما در کل :
به ترتیب قدرت : سبز ، گیاهی ، خاکی ، گرم ، خامه ای ، مخملی ، شیرین ، میوه ای ، کرمی ، چوبی و ادویه ای .
تمام اجزاء انجیر در بوهای قید شده بالا مشترکند لیک هر کدام در قسمتی از آنها قویترند یعنی ترتیب بالا را بهم میزنند !
- انجیر در عطور میوه ای گلی : رایحه را شاداب و خوشبو میکند و افزایش شیرینی و عمق میدهد .
- انجیر در عطور سبز و گیاهی : خاکی میکند .
- انجیر در عطور شرقی : مخملی خامه ای و گرم و آرامش بخش میکند رایحه را .
نکته :
= ماندارین درخشندگی انجیر را افزایش میدهد
= یاس و رز انجیر را اسرارآمیز ، احساسی ، اغواکننده و مخملی میکنند .
= صدر و صندل سفید انجیر را متعادل کنند .

دوستان عزیز جوان ام
یادتان باشد ، عطربازان باید از لحظه ای که بیدار میشوند در حال یادگیری نت ها باشند !
هر چه میخورید ، هر چه مینوشید ، هرچه میبینید ، هر کجا میروید یا عبور میکنید ، همه چیز ، همه جا ، باید در حال تجربه بوییدن نت ها باشید ! از کنار هیچ چیز ساده عبور نکنید .
بهترین دوست شما کیست ؟
عطاری سر کوچه :)
از هر چه دارد یک بند انگشت ، یک گرم بگیرید

چای اولانگ
چای سنتی چینی هاست
نامش را چای اژدهای سیاه مینامند !
که از گیاه کاملیا سنسیس بدست می آورند
ساختار شیمیایی این چای متفاوت است از چای سبز و سیاه .
یک بسته اش را حتما بخرید و رایحه و مزه اش را تجربه کنید ، هست ، بسیار هم مفید است برای کبد و لاغر شدن و تصفیه خون و بسیاری دیگر .
رایحه چای همین عطر ازین چای است ، دنبالش بگردید !

به اندازه ی دو ریویو نوشته ام هنوز به ریویو عطر نرسیده ام :)
دیگر پله ها را شرح و تفسیر نمیدهم و تنها روایح نت هایی را که حس و استخراج کرده ام نام میبرم ، تفسیر لذت اش با شما :)

ولانگ چا ، نیشان
خورخه لی ، ترکیه ، ۲۰۱۵
اکستریت د پرفیوم ، معطر گیاهی
مردان و زنان به نسبت مساوی ، که این خود کمیاب است در جنسیت روایح .
زنان عطرباز کهنه کار این خانه باید حتما یک شیشه داشته باشند ازین اسب نقره ای بالدار !
مناسب فصول معتدل ، مرطوب ، گرم
از بهترین ها برای استفاده در منزل
یادتان باشد و بارها گفته ام : عطور منزل بسیار سخت الوصول تر و کمیاب تر اند !
هر عطری را نمیتوان در خانه پوشید حتی اگر تنها باشید !
این عطر خیلی ناز است .

تاپ :
عجب رایحه ای خدا !
آروماتیک ، سبز ، فرش ، بسیار زلال ، مینشیند به جان !
برگاموت ، لیمو ترش سبز ، پوست لیمو ، ماندارین ، ریحان و از همه مهمتر : سرخالو
سرخالو را در تاپ نت میکارند تا پوشنده عطر را از همان ابتدا مست لایعقل کند و بگوید : واااو !
پخش این پله کولاک است !
یعنی سرعت انتقال بسیار بالاست ، فررار است ، یعنی در اطاق خواب میزنید و تا ۱۰ میشمارید ، کسی در جای دیگر خانه میگوید : چه بویی آمد !
یاد چند عطر از کازوموراتی زرجف افتادم که اینگونه بودند . در برندهایی دیگر نیز هستند .
این میزانِ شمارش اولیه ، پخش و حتی ماندگاری را تعریف میکند ، پخش های انفجاری اغلب ، پله را بسرعت بیشتر وارد پله دیگر میکند اما برای تاپ نت این یک امتیاز است .

قلب :
جوز ، که در آشپزخانه همگی مان پیدا میشود ، نوع هندی اش کمی متفاوت است هم در رایحه و هم در قدرت .
و سپس : چای اولانگ ، که به زبان چینی حرف میزند با ما : چینگ چانگ چونگ ! آ هو یی !
چه گفتی ؟؟ این چی میگه آقا جان ؟؟
خبر دارید آیا که : هیچ مردمی چون ما ، حروف و کلمات را به انتهای شیوایی ادا نمیکنند ؟!
حتی انگلیسی زبان ها ، ما را بسرعت از همین ویژگی میشناسند :)
و اما ، بجز نت های سیتروسی پله اول ، مابقی به پله دوم نیز آمده اند لیک به مرور جوز پررنگ تر میشود ، چرا ، چون مشک دارد نزدیک میشود !

درای داون :
آخ آخ ، عجب شمعدانی ای در کنار مشک !
کولاک میکنند با هم !
و سپس فرش قرمز پهن کنند به آمدن جناب انجیر بهشتی ، که از مدیترانه آمده با لباس لب دریایی :)
که وجهه ی سبزی گیاهی خاکی اش قویست !
عمر درای داون در قیاس با دو پله دیگر بسیار است .
فکر کنم ستون عطر بر مشک استوار باشد ، چند ساعت دیگر معلوم میشود .

پرفومنس :
برای عطری با این جنس ، عالیست !

پوشش :
برای مردان :
هر چه میپوشید ، کژوال ، نیمه رسمی یا رسمی ، سفید یا نقره ای بایست درونش باشد .
برای زنان :
موهای نقره ای ، پیراهن نقره ای در تابستان و بافت ریز ، لطیف و طور مانند نقره ای برای زمستان ، ناخن های کوتاه با لاک صدفی ، آرایش ملیح با رنگ روشن و این عطر را بقول مسیح بر خود رها کنید ( ! ) ، خدای من !
من که نمیتوانم از چنین فرشته ای چشم بردارم
:)
اگر قدیم بود ، آرایشگر زنان میشدم :))
و نام آرایشگاهم این بود :
آتلیه ی فرشته ساز !
یک ویدئو در اینستاگرام دیدم چند سال پیش که الحق خود ِ خود ِ معجزه بود !
فقط خدا میتواند چنین کند !
یک پیر زن سیاهپوست فکر کنم مالزیایی یا سنگاپوری بود ، نشست بر صندلی ، دور فیلم تند شد ، سپس :
یک فرشته ی جوان بی نظیری که من آنطرف در آن دنیا هم مشابه اش را ندیدم ، آمد پایین از صندلی !!
دی ! چطور شد ؟؟
چشمهایم رفته بود آنطرف گوشی از تعجب !!
حتی حضرت مسیح هم نتوانست چنین معجزه ای کند ! فقط کار خداست !
یعنی قبل اش را میدیدید زهره ترک میشدید و چند شب خوابتان نمیرفت از ترس ،
بعدش را که میدیدید غزلخوان میشدید و چند شب خوابتان نمیرفت از اشتیاق وصال !!
یک بوس برایش ارسال کردم در کامنت ها ، نمیدانم رسید یا نرسید !
احتمالا نرسیده ورنه میفهمیدم !
چند شب خوابم نبرد از فکرش !
:))
چند روز پیش در عطرفروشی یکی از دوستان یک خانمی را دیدم که موهایش یک رنگ آبی ای بود که ندیده بودم تا حالا !
تقریبا فیروزه ای براق بود ، کلاه گیس هم نبود !
فکل اش را هم عین این طوطی های تاجدار کرده بود ، گفتم چه رنگ جالبی !
دیگر ول نکرد :)
آنقدر از رنگ مو و سپس از عطر گفت و پرسید که دیدم کار دارد به جاهای باریک میکشد فرار کردم به بهانه تلفن زدن :)

خب دوستان نازنینم
انشاله کل هفته را با لبخندی معطر سپری کنید
در عین زیبایی
زیبا باشید و مهمتر از آن : زیبا بمانید !
زیبا شدن ساده است لیک زیبا ماندن کار هر کس نیست !
ارادت ها 💐
42 تشکر شده توسط : Sajjad Qaedi جلوه
L'Interdit Eau de Parfum Rouge
لینک به نظر 29 آذر 1404 تشکر پاسخ به فاطمه فیضی
خواهر نازنینم سرکار خانم فیضی
آگاهی ، در بیداری و خواب میرسد اگر مشتاقش باشیم که این اشتیاق مراتب دارد و مراحل !
پس از ریویو فانتوم رفع خستگی کردم که امروز جمعه ست ، کسی گفت اجر مردم ضایع مکن ، بیدار شدم درخواست حذف نظر کردم .
ببخشید مرا ، لیک دوست دارم ماجرایی که گفتم را بشنوید انشاله که لذتها دارد بر شما که دل در گرو او دارید ، اگر دوباره مواخذه نکنند :)
و اما خواهر نازنینم ، داستان شما دیگر است ، شما فقط دستور دهید ، اطاعت آن که "کمترین" است با حقیر .
دکانت گیری ساده است ، یک شیشه های کوچک دستریز هست در بازار ، چه اسپری داشته باشد چه نداشته باشد ، فرقی ندارد ، درست مثل آنها که دکتر مهربد نازنین تهیه کرده و تصویرش در عطرگرام من هست ، فقط هر چه کوچکتر باشد بهتر است ، چون بیش از یک میل نباید در آنها ریخت که اگر بیشتر باشد هدر میرود ، حیف است ، من خودم شیشه های خام یک میلی ( مثل سمپل ها ) ندیده ام اما ۳ میلی به بالا هست ، هرچه کوچکتر بهتر .
چرا بهتر ؟
چون فضای کمتری دارد برای تبخیر .
درب شیشه را نزدیک کنید یا بچسبانید به نقطه ی افشانه ی نازل شیشه عطرتان ( همانجا که عطر از آن خارج میشود ) و چند پاف اسپری کنید درون شیشه ، آنقدر که یک میل مایع درون شیشه جمع شود .
سپس درب آنرا ببندید و خوب سفت کنید ، شیشه را چند بار معکوس کنید تا مطمئن شوید از درز درب آن نشتی نداشته باشد .
اگر داشت کافیست دوباره باز کنید و یک دور نوار تفلون دور شیشه بپیچید و دوباره درب را ببندید .
معمولا نشتی ندارند .
اگر هم شیشه خام بدون اسپری پیدا کردید ( شبیه سمپل شرکتها ) که اصلا پیچی نیست که چه بهتر . اما من ندیده ام .
نکته مهم : نام عطر فراموش نشود !
یعنی هر بار که یک شیشه آماده شد باید بلافاصله نامش بر آن قید شود ، چون اگر دو تا شدند ممکن است اشتباها نام یکی بر شیشه دیگری نوشته شود آنوقت مثل آن شبِ ایکس و اپکس تا صبح من گیج میشوم :)
ماجرای ریویو کلایو کریستین x :)
چه چیز بهتر از بوییدن روایح عطور شما که از سلیقه بهترین اید ! با کمال میل ، و افتخار !
میتوانید از شاه پسر و دختر خانم زیبایتان هم کمک بگیرید ، جوانان امروزی از ما واردتر اند در انجام کارهای دقیق :)
دکانت گیری اینگونه ، تا یکسال تاریخ انقضاء دارد ، پس از آن چه میشود ؟
آرام آرام عطر غلیظ میشود و پله ی نخست ممکن است محو شود !
البته اگر روش نگهداری درست را بلد باشیم ، از حیث دما رطوبت و تاریکی ، این زمان طولانی تر میشود و تا دو سال هم فرصت میدهد .
درحالیکه اگر عمری باشد و خدا بخواهد پشت سر هم ریویو میکنم و نمیگزارم بطول بیانجامد .
البته هر عطر را هم بایست در فصل خودش تست کرد .
خلاصه که حقیر ، گوش به فرمان ام تمام قد .
ارادت های بسیار خدمت شما
💐
27 تشکر شده توسط : جلوه فاطمه فیضی
دوستان عزیزم
درودها بر همه شما
قبل از هر چیز ، یک مطلب را عرض کنم :
مدتی قبل از حضورم در عطرافشان ، گوشی ام گم شد یا کسی بیش از من نیازش داشت و برداشت :)
تا کنون چیزی گم نکرده ام !
اما حُسن اش درین بود که گوشی ای جوان تر از گوشی پیر قدیم مهیا شد که بتوانم با آن بهتر در خدمت شما باشم :)
اما بدی اش چه بود ؟
تمام شماره هایم از بین رفت ، منجمله شماره های دوستان نازنین عطرافشانی ام که با من در ارتباط بودند .
بنابرین ، لطفا دوستانی که شماره مرا داشتند یک پیام حاوی نام عزیزشان برایم ارسال کنند تا مجددا سیو کنم .

و اما
دست بردم در کارتن مهربد و گفتم هر که شوق بیشتر دارد بیاید بیرون ، و ببینید چه درآمد :)
اتفاقا این عطر از یک نظر سرآمد است که عرض خواهم کرد ، با وجود مقالات و تعدد نظراتی متفاوت که از آن شنیده یا مطالعه کرده ام !
آن چهار عطار که دو تن ایشان از بزرگان اند ( دامنیک روپیون و آن فلیپو ) بر چه چیز نظر داشته اند درین عطر ؟
رایحه گل سیکلامِن !
یا پنجه مریم ، کف مریم ، چنگ مریم ، بخور مریم ! خلاصه یک مریمی دارد ! چرا ؟
علتش برمیگردد به داستانی که روایت میکند حین زایمان حضرت مریم ، ایشان از درد بر این گل چنگ زده است !
برای برخی مذهبیون مقدس است !
اول برایتان شرحش دهم :
گل زیبای سیکلامن ، پنجه مریم .
به فارسی : نگونسار
خاستگاه : قفقاز ، مدیترانه ، شمال و غرب ایران
رایحه :
گویی زنبق و وانیل را با نسبت های مشخص و دقیقی ادغام کرده باشید !
گلی ، فرش ، پودری ، کمی وانیلی ، شیرین ، لطیف ، پاک ، زنانه .
یک نسیم صبحگاهی درونش هست !
که طبع آن را ملایم تر از رز و یاس کرده ست ( طبع و نه قدرت )
در عطور زنانه ، گلی و نیش کاربرد دارد .
معمولا در قلب عطر یا همان پله میانی میآید .
در ترکیب عالی ست با : وانیل ، مشک ، رز ، یاس و ارکیده .
درین عطر ، ذره بین را روی سیکلامن گذاشته اند یعنی تجربه خود را صرف این نت کرده اند ، میتواند مرجعی بر سیکلامن باشد این عطر که روحی زیبا دارد به حق ! خیلی زیبا !
خصوص اینکه اینجا با یاس و چای تلفیق شده و رایحه ای سکرآور ساخته ست !

پاکو رابان ، فانتوم ، ۲۰۲۱ ، ادوتویلت .
آروماتیک چوبی معطر به گلی زیبا :)
دامنیک روپیون و آن فلیپو ( آن دوی دیگر را نمیشناسم و نامشان هم سخت است ! :)
معتدل است در طبع .
مردانه ؟
فکر نکنم ! مگر برای استفاده در منزل که از بهترینهاست .
برای بیرون ( روزانه ) یا مجالس :
برای زنان عالیست ، در غیر اینصورت سن رایحه ملاک میشود که بین ۲۰ تا ۳۵ است ، البته از دید حقیر .
بیس نت اش سن ندارد برای زنان !

پله اول
تاپ نتی شاداب و سبز و مرکباتی دارد
ماندارین و کاج و لیمو و سیب سبز

پله دوم
قلب اش چه ناز میطپد !
ابتدا لاوندر به تاپ نت افزوده میشود و سپس با افول نت های تاپ ، آرام آرام زیبای این عطر نمودار میشود آنهم در کنار چای سیاه و یاس !
عجب عطر نازی دارد اینجا ، این نگونسار !
ایرانیان به حق نامی زیبا بر وی نهاده اند !
از بوییدنش نگونسار میشویم :)

پله سوم
پایه اش هنوز صحنه ی رقص و درخشش نگونسار شیرین و خندان است ، که اینجا مشکی ملایم کمی شیرین تر و عمیق تر اش کرده و وتیوری زیبا مرطوب و دارک و چوبی اش .
ستون عطر بر چوب صندل سفید استوار است ، که زمانیکه همه خوابیدند ، او بیدار میشود !
اما سیکلامن تا قریب به انتها او را همراهی میکند .

پرفومنس
همه ی زور خود را در پخش صرف میکند پس زود خاموش میشود !
در برابر آن دو عطر قبلی ای که تست و ریویو کردم ( لندن ویدیان و ایکس کلایو ) ، فانتوم از باب پرفومنس اصلا به حساب نمی آید !
شبحی از پرفومنس دارد در قیاس با آنها :)

پوشش
برای بانوان : آزاد
برای مردان جوان : کژوال

رنگ رایحه و پوشش
رنگ گلها وجهه ی گلی ، کرمی وجهه ی خاکی وانیلی و سبز وجهه ی سبزی و چوبی رایحه را تقویت میکند !

از دو روز پیش باران باریدن گرفته خداراشکر و از دیشب برفی عزیز دارد میبارد !
الان که ساعت ۸ صبح است همه جا سفید پوش شده و کماکان میبارد .
تقریبا ده سانتی برف آمده ست ، اما وقتی به یاد می آورم که قدیم ( چند سالی میشود که برف نیامده اصفهان ) که برف می آمد چه هیاهویی به پا میشد و الان : سوت و کور !
افسردگی و خواب !
شادی که باشد هیچکس نمیخوابد .
تا حالا سه بار هم هی برق میرود و می آید ، از قرار برق هم خوشحال نیست و دوست دارد برود :)
کاش تهران و کل ایران برفی سپید و پاک بنشیند بر روزگار سیاه ما بلکه کمی توازن ببخشد و ضمائر ناآرام ما را آرام کند .
برای ما عطربازان که بهترین ایام است انشاله :)
زمستان باشد ، برف هم ببارد ، رطوبت هم باشد ، عطور زمستانی ی گرم ، خودمان هم گرم ، گرم در گرم هم که میشود داغ :)
برف مینشیند و بخار برخیزد از ما :)
شیک بپوشید و معطر شوید و بروید به قدم زدن و تفکر بر او !
کرمانشاه که بودم صبح گنجشک خوان بر میگشتم به خانه در حالیکه بیست سانت برف روی سرم نشسته بود ! داغ داغ ، از درون و برون داغ و معطر :)
دوستان عزیز و سپیدضمیر ام
روزی درخشان و شاد و هفته ای سراسر موفقیت و خوشحالی پیش رویتان باد انشاله
💐
44 تشکر شده توسط : جلوه پوریا صحراگرد
دوستان عزیزم
درود این حقیر بر تک تک شما بزرگان معطر
با وجودیکه روز بروز فقیرتر میشوم و میشویم اما بلطف بیکران معطرات و خدای زیباآفرینِ آنها ، هر زمان که مشغول معطرات ام بجهت تقدیم ریویو برای شما خوبان ، حال ام خوب است خداراشکر :)
امروز یکی از دوستان میگفت : تو ناشکری !!
برق گرفت مرا !!
گفتم : راست میگی ؟؟ چطور ، برایم بگو .
گفت : کسی را ندیده ام که چون تو ، هم عاشق عطر باشد ، هم مسلط به عطر و هم راوی عطور .
آنوقت یک عطر فروشی نمیزنی که شک ندارم هر کس که تو را ببیند و عطر بخواهد میآید سراغ تو که میدانی هر عطر برای چه کس مناسب است !
گفتم اولا آنقدر مرا بزرگ نبین که در برابر بزرگانی که میشناسم حتی شاگرد هم حساب نمیشوم در دانش عطور ، مگر در عشق عطرها !
دوم اینکه تابحال ده ها نفر این را گفته اند به من ، لیک الان ؟؟
اکنون که تمامی بزرگان این کار حیران و سرگردان ، با دهان باز و چشمان متعجب نظاره میکنند شرایط را ؟؟
برو عطرافشان ببین زیر همه ی عطور نوشته است : غیر قابل خرید !!
میدانی این جمله یعنی چه ؟؟
تفسیر و رمزگشایی اش چندین ساعت زمان میطلبد !

چند روز پیش یکی از دوستان نازنینم چند تن از دوستانش را جمع کرده بود و گویا داشت راجع به حقیر صحبت میکرد برایشان از حیث عطر ، پس از احوالپرسی یکی از ایشان رو به من گفت : چرا شما بوی عطر نمیدهی با اینهمه توصیفی که فلانی گفت ؟!
یاد جمله ی جناب آبزورد افتادم که اخیرا در یکی از نظراتش مطالعه کرده بودم ، و خنده ام گرفته بود :)
گفتم : آنقدر رایحه ی غم ، افسوس و ناامیدی بوییده ام این روزها ، که نه دل ام خوشبویی میطلبد و نه دماغم روایح زیبا میپذیرد !
اگر الان بوی عطر میدادم ، تو خوشحال میشدی ؟ گفت : الحق که نه !
گفتم خب ، آیا اکنون الکی خوش های قدیم ، هنوز هم خوش اند ؟
گفت راست گفتی !
اما دلیلی دیگر نیز داشت که برخلاف عادت همیشگی ما عطربازان ، چند روزی ست که از هیچ عطری استفاده نکرده ام !
اما این دلیل را بر وی نگفتم چون چیزی از آن نخواهد فهمید . لیک بر شما باید بگویم .
و این دلیل ، درس و نکته ی این نظر است :
زمانی که به قصد تست میروید یا هستید ، بایست همانروز ، از حین برخواستن از خواب تا هنگام تست از هیچ نوع معطراتی ( نه فقط عطور ) استفاده نکنید !
این نکته بسیااار حائذ اهمیت است ، قانون است ، نیاز است . یادتان نرود !

خدای مهربان و بینای ما ، در ترازوی این وطن ، از کفه ی غصه های این مردم کم کن و بر کفه ی شادی هایشان بیفزای که کفه شادیها سالهاست که تهی ست !
این مردمی که پیش و بیش از هر مردم دیگری تو را پیدا کردند ، شناختند ، پرستیدند و دوست داشتندت !
به تجربه یافته ام بارها :
آن گاه که ظلمت به اوج رسد در تاریکی ، سحر نزدیک است به ظهور و حضور انشاله !
به سرنوشت معاصر آرژانتین نزدیک شده ایم که یک جفت کفش مردانه با یک راس گاو زنده برابر شده بود در قیمت ، از خروج اقتصاد از تنظیم !

و اما نوبت به ریویو چه عطر کم نظیری رسید !
چه درای داون عزیزی به سلیقه من :)
پچولی بنفشه ای پودری وانیلی سیاه !
برسیم به کارمان که همانا عشقبازیست که مابقی اش هم بی ارزش است و هم بی اعتبار !
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود !!
همین یک بیت دو جمله ای ، کل فلسفه ی حضور ماست در این دنیا ! کل درست اش !

ژول ات مد ، گارودا ، لوکا مافی .
فرانسه ، ۲۰۱۵ ، شرقی چوبی . تلخ و شیرین !
یونی ؟
به سلیقه من ، و آنچه که من از زنان میدانم و میشناسم : خیر ! این عطر کاملا مردانه است !
چرا ؟
تاریک است ، زبر است ، خشن است ، خاک آلود است ، چرمی کهنه پوش است ، چوبش خیس و کهنه و نمور است ، کپک زده است ، کدر است ، غمگین است ، حتی وانیل اش که نتی زنانه دوست است سیاه است ! ، بنفشه اش رایحه ی گلی خود را رنگ باخته و تنها وجهه ی پودری اش هویداست آنهم گویی کپک زده ست !
میبینید ؟!
یک به یک توصیفات بالا را بایست معکوس کنید تا موصوفات زنان حاصل شود !
یعنی هیچ نت شادابی ندارد ؟
برگاموت ؟ پرتقال ؟
روی اش حساب نکنید !

این عطر پله دارد ؟ خیر !
نه به معانی مصطلح ما عطربازان !
یعنی هیچ تغییر ندارد ؟!
چرا ، البته که دارد ، خطی نیست ، اما :
نت های پچولی ، وتیور و عود در مرکزند ، یعنی در محور اصلی اند و مابقی نت ها حول ایشان در گردش اند !
درس بسیار مهم :
این دنیا را دیده اید ؟ تمام کائنات ، هر آنچه که میشناسید ، از مولکول گرفته تا کهکشان !
همگی دارند به گرد دیگری میچرخند !
و میگویند : دورت بگردم !
دقیقا مثل مولکولهای عطر که به ما میگویند : دورت بگردم ، قربانت بروم !
که همین کنند ، میگردند و میروند !
در بدن ما تریلیون اتم هست که دارند به دور پروتون میچرخند !
که اینگونه حجم بدن ما شکل میگیرد .
حال اگر در یک لحظه ، تمام حرکات بایستند چه میشود ؟؟
بلافاصله ما غیب میشویم !!
چون از کل بدن ما ، سر سوزنی از مجموع هسته ها ( که در برابر آن ابر الکترون ها هیچ اند ) باقی میماند !
یعنی باید ما را با میکروسکوپ پیدا کرد !
میبینید ؟!
ما حقیقت نداریم ! مجازیم !
نتیجه :
هییییچ درین دنیا نیست جز : عشق !
ما نیز وظیفه داریم دور عزیزانمان و همه بگردیم ، تصدق گوئیم و عشق بورزیم ، در عمل !
یادتان هست همیشه میگفتم :
سر و کار کل زندگی ما با عطرهاست ، پس از ایشان بیاموزیم !
عمر خود بر ما فدا کنند و از تولد تا مرگ دور ما میگردند به دادنِ عشق !

پس چه شد ؟
پچولی و وتیور و عود ! اینها محورند .
در پله اول کدام نت ها دورشان میچرخند به عشق :
برگاموت ، پرتقال ، زیره ، مشک خفیف
در پله دوم کدام نت ها :
فلفل صورتی ، زعفران ، رام ، چرم کهنه ، پاپیروس ( قبلا شرحش داده ام ، تقریبا همچون کاغذ نمور است ، این خلاصه اش است )
اما در پله سوم ، عشق به کمال میرسد !
چون نور قوی میشود تعداد شب پرگان آنقدر افزایش میابد که جلوی نور را میگیرند به سایه که نتیجه اش تاریکی ، نموری ، کهنگی و رشد کپک است :)
کهربا ، سدر ، کشمران ، گایاک ، کاج ، فلفل سیاه ، مشک ، صندل سفید ، لابدانوم و از همه مهمتر : وانیل سیاه !
که عشق من است :)
اگر اشتباه نکنم ذیل عطر پی آلبرتو موریاس راجع به او گفته باشم .
وانیلی که به جبر سیاه شده ست !
عجب رایحه ی عمیقی دارد ، همچون اعماق اقیانوس نرم ، تاریک ، خوف انگیز ، بی انتها و پر رمز و راز است !
ضمنا خود محور هم یعنی پچولی ، وتیور و عود در درای داون پررنگ تر میشوند در حضور .
مثل شمعی که درست قبل از خاموشی پر نورتر شود ، درست مثل کهنسالی بیمار که درست قبل از پرواز از جای بر میخیزد به خوشترین حال بجهت دورخیز پرواز !
شوق وصال یار ، هر بیمار محتضری را درمان کند

رنگ رایحه : فقط مشکی !
با هر رنگ دیگری عمق اش از بین میرود !
قهوه ای سوخته ؟
بر وتیور و خصوص پچولی خاکی اش میافزاید لیک از عمق و وانیل سیاهش میکاهد !
با رنگ آبی خیلی کبود ( رنگ کهکشان یا اعماق اقیانوس ) ، بنفش تیره ، ذغالی و زرشکی تیره هم میتواند جفت شود ، هر کدام به معنی ای !

پرفومنس : هر سه خوب است . خصوص مانایی و سیاژ درای داون

شب یا روز ؟
هر دو ، اما در مجالس شبانه ، با لباس شب کولاک است . معنی اش تازه هویدا شود !
زنان ( نه دختران ) ، اگر این رایحه را بر تن مردان عمیق با پوشاک کلاسیک ( فقط ) ببویند ، بی شک جذب و جلب اش خواهند شد !
یک روز باید تفاوت زنان میانسال را با دختران جوان بر شما شرح دهم ، "حداقل" ازین باب بکار می آید که هر کدام چه گروه از روایح را میپسندند ، خصوص در مجالس شبانه .
چندین کتاب بی نظیر ( که حاصل مطالعات و تحقیقات شخصی است ) در سر دارم که دل و دماغ و حوصله ی نوشتن و سپس چاپ شان را ندارم ! چون هیچ مشابه ندارند شک ندارم پرفروش خواهند بود !
شاید روزی ! که مام وطن شاد بود و رقصان انشاله

دوستان معطرم ، آرزو میکنم آخر هفته ای شاد و شنگول داشته باشید !
همره زیباترین عطور زندگیتان در کنار عزیزترین هایتان که بی شک ایشان نیز معطرند بواسطه دانش عطربازی شما :)
ساعت ۹ صبح شد ! میدود با سرعت مولکولهای عطر :)
اگر عمری بود و نفسی ، امشب نیز عطری دیگر برایتان ریویو خواهم کرد انشاله .
تا ببینیم کدامشان شایق تر اند به عشقبازی
ارادت ها
💐
43 تشکر شده توسط : جلوه 𝒜𝓎𝓁𝒾
X for Men
لینک به نظر 26 آذر 1404 تشکر پاسخ به امیر محمدی
دوستان نازنینم ،
جنابان : امیر محمدی ، علیرضا و داوید ویا
ارادت های حقیر تقدیم به شما .

جناب امیر محمدی
دوست عزیز و عطرافشانی من
بله ، اتفاقا بهترین روش قیاس دو عطر ، از هر باب ، نت ها ، پله ها ، زمان های انتشار ، پرفومنس همین است .
منتها نه سیاژ !
چون معلوم نیست این نخ بلند و ظریف تارعنکبوتی ، از کدام یک ازین دو عطر دریافت میشود ، مگر اینکه نت ها در درای داون کاملا متفاوت شوند و قابل به تشخیص .
نکته : تست ، چند نوع داریم ، یعنی به چند جهت یک عطر را تست میکنیم :
- زیبایی ی رایحه در تجمیع
- نحوه ی خروج پله ها
- تعداد نت ها در هر پله و در کل
- نحوه ی خروج نت ها ( ترتیب و زمانبندی )
- تشخیص نت های ستون عطر
- تشخیص مولکولهای ( در نت ) ریز و درشت ( از حیث فرکانس فرق میکنند ، که ماندگاری و پخش و سیاژ را تعریف میکنند )
- تشخیص پرفومنس از حیث زمانبندی
- تشخیص نت های طبیعی و سنتتیک
- تشخیص کیفیت نت ها
- به جهت قیاس دو عطر ( بیشتر از دو عطر ، در عمل نمیشود ! )
- و ... !
حالا ، برای تست به جهت قیاس و تست به جهت خروج نت ها ، بهترین روش همین است که عرض کردم و شما آزمایش کردید !
یعنی ورود عطر به لایه ی خارجی پوست !
که بهترین محل اش چه از باب نزدیکی به بینی ، چه از باب دوری به بینی ( ! ) که با هم قاطی نشوند و چه از باب نازکی پوست ( که خروج نت به تاخیر نیفتد ، یا محبوس نشود ) همین خط آرنج است !
ایضا برای خروج و تحصیل نت های ستون ، بهترین محل و موضع است !
نکته دیگر :
در فصل تابستان ، عطرهایتان کم جان و کم پرفومنس است ؟
بر روی مو و خط درون آرنج اسپری کنید و به محض اسپری ، آرنج را ببندید چند ثانیه تا مولکولها به پوست نفوذ کنند !
سه خاصیت دارد :
- پرفومنس افزایش چشمگیر میگیرد !
- همینطور که راه میروید و دستهایتان تکان میخورند ، جریان هوا عطر شما را پخش میکند و چون یک کره گرداگرد شما جریان دارد !
- رایحه ، نه یکهو پخش میشود و تمام میشود و نه اینگونه اسکین سنت میشود بلکه به آرامی و به نوبت ، در طول زمانی بلندتر ، خارج و پخش میشود !
تازه یک حسن دیگر نیز دارد :
خودتان هر چند وقت یکبار میبوئید و میگوئید :
به به :)
و اما چرا نت مشروبی را بهتر درک میکنید :
چون ، دارد در جای خودش خارج میشود !
قبلا نت های دیگر جلویش و اطرافش را میگرفتند !
درست مثل یک اتوبان !
که شما راه را میبندید و تنها اجازه ی عبور یک مسیر ماشین را میدهید !
و می ایستید و یک به یک ماشینها را که به ترتیب پشت سر هم خارج میشوند از صف را نگاه میکنید !
:)

علیرضای عزیزم
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت !
سحر میشود این شب بلند که به بلندای عمر ما بود !
نوبت به می سحرگاهی ما نیز میرسد به شادی انشاله .
و ممنونم ای جوان رعنا بابت این آرزو و دعای زیبا در حق این حقیر
من به مراتب خوشحال تر ام از شادی ها و انرژی های شما عزیزانم درین منزلگاه معطر

دوست عزیزم جناب داوید ویا
درودها بر شما
اتفاقا یادم هست قبلا عرض کرده ام همین را که :
هر زمان به عطرافشان آمدید حتما معطر بیائید !
لذتش چندین برابر است !
و مهمتر :
هر زمان میخواهید ریویوی را از باب تحقیق مطالعه کنید ، اگر آن عطر را در اختیار دارید ، حتما تست کنید و همزمان مطالعه کنید به آرامی و ببوئید !
چه میشود ؟
آن ریویو مهمترین دانشکده ی شما میشود به یادگیری نت ها و ثبت آنها در خاطره و خودآگاه شما !
یعنی : آن نت ها که شرح رایحه شان را میخوانید و همزمان میبوئید و تجربه میکنید ، بر شما چون روز نمایان میشوند !
آفرین به روش شما که بهترین بوده ست .
و اما راجع به تست عطری که فرمودید :
دوست عزیزم ، من تنها میتوانم عطوری را ریویو کنم که از آنها حداقل یک میل دکانت داشته باشم . چرا ؟
اگر تمام عطرها ، اینجا در اختیار باشد ( که نیست ) ، نمیتوانم به عطرفروش بگویم یک میل برای من در شیشه بریز :)
سمپل که نیست اکنون ... !
تنها کاری که برای مراجعین میکنند این است که تست کنند ، چه بر بلاتر و چه بر پوست به تقاضا ، که هیچکدام برای ریویو مناسب و کافی نیست !
همیشه گفته ام : اولا تست به معنای واقعی یک سال طول میکشد !
دوم ، حداقل باید دو بار به میزان کافی ، بر موضع درست و در زمان درست تست کرد و مدام : بوئید و نوشت !
دوستان عزیزمان که ریویو مینویسند میدانند :
نوشتن ریویو خییییلی سخت است !
باور کنید !
حتی اگر یک بار در ماه باشد !
حداقل ۸ ساعت زمان اختصاصی برای خود میخواهد !
حال اگر مثل من ، تقریبا پشت سر هم باشد ، ببینید زندگی چگونه میشود :))
لیک سه چیز است که مرا و دیگر دوستان مرا به ریویو ملزم میکند
- عشق به شما
- عشق به عطور
- الزام به انتقال دانش و تجربه
عشق ، زندگی را بهم میزند !
اما !
اما کدام زندگی به روش ، درست تر است ؟؟
زندگی با عشق یا بدون عشق ؟؟
پاسخ اش بر عشقبازان ، چون روز روشن است !
:)
ارادت ها به همه شما دوستان نازنینم
💐

30 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 جلوه
Asad Zanzibar
لینک به نظر 26 آذر 1404 تشکر پاسخ به ایلیا ال وی
جناب ایلیا ال وی عزیز
سلام و ارادت خدمت شما
این داستان بطری های دو رنگ اسد زنگبار داستانی جدید است گویا !
زمانیکه اسد زنگبار آمد نسخه ی کاربنی یا همان بقول فرمایش شما لاجوردی بود .
احتمال قریب به یقین میدهم نسخه ای را هم که جناب دانیال عزیز و دیگر دوستان تست و ریویو کرده اند همین نسخه کاربنی اولیه باشد چون قبل از ما ریویو کرده اند .
البته چون من ندیده ام ، امکان هم دارد که نسخه جدید آنقدر پررنگ باشد که نسخه قدیمی در برابرش کمرنگ جلوه کند :)
من خودم ندارم این عطر را و اگر نظرم را ذیل صفحه این عطر مطالعه کنید متوجه میشوید که از دکانت های مهربد نازنین بود که دو سری به هدیه فرستاد .
اتفاقا در همین صفحه ی عطر ، در بخش عطرگرام ، تصویر نسخه ی اسد زنگبار دکتر مهربد هست که میتوانید ببینید و چون هر دو نسخه ی کمرنگ و پررنگ این عطر را از نزدیک دیده اید ، قیاس کنید .
اما درین خانه ، در بخش عطور اماراتی ، هیچکس همچون دوست عزیزمان دکتر اسعدی مطلع نیست ، بی شک ایشان پاسخ مطمئنی در باب دو نسخه این عطر و قیاسشان دارند .
نکته مهم در خصوص نسخه جدید که گویا کمرنگ تر است این است :
آیا این نسخه اماراتی ست یا ایرانی ؟
و اگر خودِ لطافه تولید کرده : فرمولاسیون را تغییر داده ست یا خیر ؟
چون احتمال دارد بخاطر دامنه ی تغییرات بزرگ در گیرندگی بویایی افراد مختلف ( از دید برخی بد بو بود ! ) تغییری در فرمولاسیون داده باشند .
نکته برای دوستان عزیزم :
این گیرندگی در بویایی با آن داستان عشق یا تنفر از برخی عطور تفاوت دارد !
مثلا :
عطر بلک افغان گوالتیری را یادتان هست ؟
عده ای عاشق آن اند و عده ای متنفر !
ازین دست بسیار داریم .
یکی از چند خاصیت عطور نیش همین است .
اما این فرق دارد ، یعنی : آنهایی که متنفرند از بلک افغان ، نمیگویند که بوی بدی از آن استشمام میشود ، فقط میگویند معکوس سلیقه ماست .
اما در مورد برخی عطور مثل همین زنگبار میگویند : بوی "بد" و نامطبوعی از آن دریافت میکنیم ، که این بر میگردد به دامنه ی دریافت ترکیبات سنتتیک پس از بکارگیری در عطور .
اختراع مواد سنتتیک معطر به خیلی دورتر برمیگردد .
امید که مفید باشد
27 تشکر شده توسط : جلوه 𝒜𝓎𝓁𝒾

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan