نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
در نخستین برخورد،دیزل بد مثل در نیمه‌ باز یک گاراژ قدیمی است جایی که بوی هواى خنک بیرون با گرمای فلز داغ و سایه‌ روشن چراغ‌های زرد برخورد میکند. اپنینگ این عطر با ادویه‌هایی که در تاریکی برق میزنند شروع میشود زنجبیل و هل مثل دو جرقه کوتاه اما تیز که فضای اطراف را باز میکنند. انگار کسی چرم ژاکتش را روی شانه‌اش جا به جا کرده و از کنارت رد میشود.
کمی بعد عطر وارد مرحله میانی‌ اش میشود جایی که تنباکوی تیره و کمی تلخ آرام‌ آرام خودشان را نشان میدهند. این نت‌ها نه شبیه دود مذهبی‌ اند و نه شبیه تنباکوی کلاسیک کتابخانه‌ای. بیشتر شبیه تنباکویی هستند که روی میز چوبی یک تعمیرکار شب‌زنده‌دار جا مانده‌اند گرم، نیمه‌دودآلود و پر از راز. حالا عطر از یک جرقه به یک اعتراف آرام تبدیل شده اعترافی درباره‌ مردی که اشتباه کرده شکست خورده، بلند شده و هنوز هم آماده است مسیرش را برود.در قلب عطر حس نوعی سرکشی بالغ شکل میگیرد نه سرکشی نوجوانانه بلکه سرکشی کسی که میداند چه چیزی را میخواهد پشت سر بگذارد و چه چیزی را میخواهد نگه دارد.وقتی عطر به درای‌داون میرسد همه‌چیز روی پوست ته‌نشین میشود و شخصیت واقعی دیزل بد خودش را نشان میدهد. چوب‌های خشک و لطیف، همراه با کهربای گرم، فضایی میسازند که نه خشن است و نه بیش از حد مهربان ترکیبی از جسارت و سکوت. گویا شب به نیمه رسیده،موتور خاموش شده و شهر در پس‌زمینه فقط نورهای لرزانش را روی آسفالت پخش میکند. این مرحله، زمزمه‌ای آرام در گوش دارد،قدرت همیشه در صدا نیست گاهی در آرامش آخر ماجراست.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
18 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
درود دکتر جان،تقریبا چندتا مشابه اگر داره لطف کنید بفرمایید،مشتاق تست شدم،بنده از این برند فقط دوتا کار تست داشتم که امیدوارم بیشتر تست داشته باشم.پیشاپیش از جوابتون تشکر میکنم.
5 تشکر شده توسط : هاشم پور یاس
بعضی عطرها قصه نیستند خودشان خاطره‌ای حک‌شده روی پوست‌اند. دیزل تاتو از همان جنس است عطری که انگار از دل شب درآمده، از کوچه‌هایی که باران تازه شسته‌شان و هنوز بوی آسفالت خیس در هوا مانده. عطر مثل مشت گره‌خورده‌ای‌ است که میان تاریکی بالا رفته، اما زیر آن خشونت دلی هست که فقط بلد است احساس را پنهان کند نه سرکوب.این عطر از همان لحظه‌ی اول، نه برای نمایش که برای بیان‌کرد ساخته شده درست مثل تاتوهایی که روی پوست زده میشوند تا چیزی گفته شود که با زبان نمیشود گفت.آغاز دیزل تاتو چیزی شبیه به بازکردن در یک اتاق تاریک است اتاقی که تنها نورش انعکاس چراغ‌های خیابان روی شیشه‌ی سرد پنجره است.ترکیب ترنج و فلفل، مثل اولین جرعه‌ی هوای سرد شب، صورتی را لمس میکند که هم بیدارت میکند و هم کمی میسوزاند یک بیداری تلخ اما زنده.این شروع شیرین نیست، لطیف هم نیست سنگی‌ست که در برکه‌ای خاموش می‌افتد و حلقه‌هایش آرام آرام در هوا میپیچند. بوی مرکبات تیز است، اما زیرش یک لرزش، یک تپش پنهان دارد انگار کسی درون تاریکی سیگار روشن کرده باشد ولی هنوز کامش نزده.هر عطری جایی دارد که نقاب از چهره بر می‌دارد و در دیزل تاتو این لحظه زمانی‌ است که مریم‌گلی و هل از دل آغاز تند مرکبات سر بر می‌آورند.بو تبدیل میشود به چیزی شخصی‌تر مثل خط اعترافی که روی پوست حک شده باشد.اینجا عطر نه تند است و نه آرام چیزی بین فکر و خشم.چیزی در این میدل‌نوت هست که انگار میگوید«من همانم که هستم نه بیشتر نه کمتر»
مریم‌گلی حس گیاهی و خاکی میدهد حسی که به آدم یادآوری میکند هرچقدر هم مشتت را محکم نگه داری هنوز ریشه در زمین داری در خاک در حافظه.وقتی زمان میگذرد و عطر به پوست میچسبد، رایحه وارد منطقه‌ای میشود که در آن همه‌چیز صدای آرام‌تری میگیرد.چوب‌ها و تنباکو کم‌کم خودشان را نشان میدهند نه به شکل دود بلکه بیشتر مثل بوی پیراهنی که شب را زندگی کرده و مقابل پنجره رها شده تا صبح آرامش را بازگرداند.
مشک و بنزوئین در پایان، گرمایی می‌آورند که شبیه دست‌کشیدن روی پوست کسی‌ است که مدت‌ها ساکت بوده اما حرف‌هایش در سکوت گفته شده‌اند. پایان عطر عمیق است مردانه و درست مثل لحظه‌ای که در تاریکی چراغ را خاموش میکنی و میفهمی تنها چیزی که مانده خودت هستی.
عطر مردهایی که جای حرف‌هایشان را گاهی تاتوها میگویند گاهی نگاهشان و گاهی بوی عطرشان.
هر عطری یک تاریکی، یک روشنایی، و یک حقیقت پنهان دارد که باید کشف شود.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
17 تشکر شده توسط : هاشم پور          nazanin
British Leather
لینک به نظر 18 آذر 1404 تشکر پاسخ به marjanmohamadi
درود مرجان جان ممنون از حمایتت،نمیدونم عوض کردن عکس پروفایل میشه فیک،من عکس خودمو چندماه گذاشته بودم بنا به دلایل شخصی برداشتم عکس دیگه ای گذاشتم،من کلا همیشه سعی داشتم از حاشیه به دور باشم و نظرات خودمو بگم نه امتیازی میگیریم نه امرار معاشی میکنیم از این سایت،پس قدردان وقتی که دوستان زحمت میکشن میزارن بدونیم،هدف فقط نظرات شخصی خودمون و دنیای تفاوت ها.بازم تشکر از تو دوست گرامی و همه عزیزان
14 تشکر شده توسط : محمدرضا عبدوس هاشم پور
در جهان عطرها بعضی رایحه‌ها شبیه یک صبح زود فراموش شده‌اند همان لحظه‌ای که نور هنوز کاملاً بیدار نشده، اما هوا آن‌قدر زلال است که انگار روح آدم را از نو میسازد. دانهیل فرش سبز دقیقاً همین حس را زنده میکند عطری که نه ادعا دارد و نه فریاد اما حضورش مثل یک نسیم سرشار از آرامش است نسیمی که از لابه‌لای برگ‌ها عبور میکند و انگار چیزی از طبیعت را با خود به پوست تو می‌آورد.با اولین پاف دانهیل فرش سبز مثل چمن خیس زیر نور اول صبح شروع میشود. نت‌های مرکباتی به همراه نسیم نعنا و ریحان در همان ثانیه‌ی اول تو را در قاب یک جنگل کوچک قرار میدهند جنگلی بی‌هیا هو که فقط صدای تنفس زمین در آن شنیده میشود. بوی سبز و شفاف آغاز کار، طراوتی دارد که نه مصنوعی‌ است و نه تند بیشتر شبیه هوای تازه‌ای‌ است که وقتی از شهر فرار میکنی و پا روی خاک میگذاری، به درون ریه‌ها میریزد.وقتی عطر وارد فاز میانی میشود جایی که گل‌ها آرام وارد داستان میشوند اما نمیخواهند از جنگل بیرون بزنی. یاسمن و درختان سبز، با حالتی گیاهی و پاک، مثل مکث‌های کوتاه در یک روز شلوغ به تو آرامش میدهند. این قسمت از عطر نه رمانتیک اغراق‌شده است و نه کلاسیک خشک بیشتر یک تعادل است، تعادلی میان ذهن و هوا. درست مثل وقتی از شلوغی‌ها فاصله میگیری و دقایقی با خودت همراه میشوی.در پایان وقتی عطر آرام میگیرد، چوب سدر و مشک شروع به حرف‌زدن میکنند. صدایشان بلند نیست بیشتر مثل نشستن در سایه‌ی یک درخت کهنسال است. چوب‌ها کمی خشک و کمی تمیزند و مشک به آن حالت نرم و روشن میدهد. این درای‌ داون همان لحظه‌ای است که همه‌چیز روی پوست جا می‌افتد و عطر از حالت طراوت تیز به خنکای عمیق تبدیل میشود خنکایی که انگار نفس میکشد.
این عطر برای آدمی‌ است که میخواهد خودش باشددر ساعت‌ هایی که ذهنش نیاز به هوا دارد.دانهیل فرش سبز در اصل یک فرار کوتاه از جهان است سفری بی‌هزینه به دل طبیعت، سفری که هر بار با یک اسپری دوباره اتفاق می‌افتد.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»


22 تشکر شده توسط : هاشم پور اسماعیل کبیری سامانی
روایتی مدرن از اصالت و نجابت بریتانیایی است این عطر با شروعی تند و تمیز آغاز میشود، در میانه با چرم نرم و لاوندر عمق میگیرد و در پایان با ترکیبی چوبی، کهربایی و چرمی به امضایی شیک و مردانه میرسد. شخصیت عطر میان کلاسیک‌ بودن و مدرن‌ بودن تعادل بی‌نقصی دارد،عطری مناسب شب‌های خنک، تیپ‌های رسمی و موقعیت‌های خاص که نیاز به حضور قدرتمند اما بی‌ ادعا دارند. ماندگاری بالا و پخش متعادل آن را به انتخابی مطمئن تبدیل میکند.
در لحظه‌ی اول بریتیش لدر با یک شروع شیک و کمی تند وارد صحنه میشود ترکیبی از مرکبات تلخ، سبزی خنک و حس آروماتیک صیقلی که مثل گشودن در یک اتاق چرمی کلاسیک در صبحی سرد است. شروع عطر تمیز، روشن و مردانه‌ است؛ دقیقاً شبیه قدم گذاشتن در خیابان‌های مه‌آلود لندن با کت چرمی خوش‌دوخت.در میانه راه شخصیت واقعی عطر آرام‌ آرام ظاهر میشود.لاوندر ادویه‌های ملایم و حس گیاهی آرام‌ بخش،چرم را احاطه میکنند و به آن عمق و شکوه میدهند.این بخش حال‌ و هوای عطر را از تندی آغاز به سمت گرمی کنترل‌ شده میبرد جایی که چرم نه تاریک است و نه زمخت، بلکه نرم، پالوده و کاملاً انگلیسی‌ است،مثل دستکش چرمی دست‌ دوز.
درای‌داون، قلمرو قدرت عطر است. چرم با چوب‌های خشک، کمی کهربا و لمس شیرینی بسیار خفیف، حالتی مردانه و جدی پیدا میکند. این بخش پایانی عمقی آرام و مجلل دارد از آن رایحه‌هایی که ساعت‌ها روی پوست باقی میمانند و حضور خاموش اما قوی از خود به‌ جا میگذارند. درای‌ داون،چرم را تبدیل به امضایی باوقار و کلاسیک میکند امضایی که از فاصله‌ی نزدیک دلربایی میکند.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»

19 تشکر شده توسط : هاشم پور میثم
Tom Ford Noir EDP
لینک به نظر 16 آذر 1404 تشکر پاسخ به محمد ماپار
درود،بله شخصیت بویایی کاملاً متفاوتی دارن.خلاصه بخوام بگم
نسخه نویر ادو پرفیوم تلخ‌تر، چوبی‌تر، رسمی‌تر و حالت کلاسیک و مردونه تر داره
و نسخه اکستریم گرم، شیرین، جذاب، خوشپوش تر و کمی ادویه تر
10 تشکر شده توسط : کیوان معروفی هاشم پور
عطر مردی‌ است که میان اصالت و جسارت تعادل پیدا کرده؛مردی که بوی چوب‌های خیس خورده در مه صبحگاهی جنگل‌های توسکانی را به تن دارد و ردی سبز، تلخ و اشرافی پشت سر خود میگذارد.
در همان برخورد اول رایحه‌ای سبز، تمیز و نافذ از سرو ایتالیایی بالا می‌آیدبویی یادآور برگ‌های تازه له‌شده، تیزی نسیم کوهستان و سایه‌انداز درختانی که قرن‌ها پابرجا مانده‌اند.چند لحظه بعد، گرمایی صمیمی از نعناع هندی، صمغ‌ها و ادویه‌های ظریف ظاهر میشود حال و هوایی که انگار میان کلیسای قدیمی و جنگل بارانی قدم میزنید. ترکیب چوب‌های خشک، لمس چرمی‌،صمغی و حس شیک قدیمی، ساختاری میسازد که فقط از تام فورد برمی‌آید یک پرستیژ بی‌ ادعا.
در بخش پایانی عطر روی پوست آرام می‌شود رایحه‌ای چوبی، تیره، سبز و کمی دودی باقی میماند رایحه‌ای که نه تنها کلاسیک است، بلکه کیفیت استخوان‌دار و ماندگاری کم‌نظیری دارد.
این عطر مخصوص کسانی است که شخصیت‌شان از مد نمی‌افتد. مردانی که به‌جای دنبال کردن روندها، روندها به دنبال آنها تغییر می‌کنند. ایتالین سایپرس نه شیرین است، نه فانتزی، نه مد روز این عطر برای کسانی‌ است که به دنبال امضای بویایی سنگین، اصیل و مردانه هستند.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
20 تشکر شده توسط : محمد خلیلی Korowsh
عطری است که تاریکی را تجمل میبخشد و راز را به یک امضا تبدیل میکند.تصویری از ظرافت تاریک است عطری که شب را با جلالی خاص به تن میکشد و هنوز هم پس از سال‌ها،یکی از شاهکارهای تام فورد در دنیای روایح مردانه به‌ حساب می‌آید.
ترکیب عطر با هاله‌ای مرموز از ترنج و بنفشه آغاز میشود رایحه‌ای که از همان ثانیه‌ی اول حس میشود قرار نیست یک تجربه‌ی معمولی باشد نت‌های آغازین با فلفل صورتی و زیره‌سیاه ادویه میگیرند و فضایی اشرافی و خشک ایجاد میکنند انگار پرده‌ای سنگین از جنس مخمل، آرام آرام کنار میرود.در قلب عطر گل شمعدانی رنگی از لطافت و بلوغ به عطر می‌افزاید. این بخش، نقطه‌ی تلاقی احساسات است نه کاملاً تاریک، نه کاملاً روشن یک دوگانگی کم‌نظیر که هویت عطر را میسازد. آمیزه‌ی ادویه، گل و خاکی‌بودن ملایم زنبق باعث میشود عطر به‌گونه‌ای عمل کند که روی پوست زنده شود و با هر لحظه تغییر کند.در پایه، تام فورد قدرت واقعی خود را نشان میدهد. عنبر، چوب صندل، نعناع هندی و وانیل فضایی گرم، عمیق و اغواکننده میسازند رایحه‌ای که همزمان کلاسیک است و مدرن، آشناست و رمزآلود. رایحه‌ی پایانی گرم و کمی دودی، همان امضای جاودانی نویر است که ساعت‌ها روی پوست باقی میماند و به‌تدریج آرام‌تر، خامه‌ای‌تر و جذاب‌تر میشود.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»
22 تشکر شده توسط : آرش وقوعی Telecaster
درود عزیزان امروز جعبه ای تو انباری پیدا کردم که عطرهای قدیم توش بود که از هر کدوم مقداری نگه داشته بودم برای یادآوری رایحه ولی یادم رفته بود و امروز مروری شد بر خاطرات که چندتاشو هر روز با شما دوستانم به اشتراک میزارم.
عطری که مثل جوهری که روی کاغذ سفید مینشیند و هویت میسازد این رایحه نه دنباله‌ رو مد است و نه دنبال جلب توجه آسان. شخصیت خودش را دارد شخصیتی عمیق، چوبی، خشک و مرموز.اولین برخورد، وتیور خاکی و تلخش همان‌ قدر محکم ظاهر میشود که یک امضای سیاه روی کاغذ روشن سپس چوب‌ها و رطوبت جنگل‌های تاریک، فضایی خنک اما پرقدرت میسازند فضایی که انگار قدم‌ زدن در حاشیه‌ی جنگلی مه‌گرفته است جایی که هر قدم طنین خودش را دارد.عطری با ابهت مینیمال، در بطری‌ای که طراحی‌اش همان‌قدر ساده و خوش‌فکر است که رایحه‌ اش.عطری که سال‌هاست در دنیای عطرها جایگاه‌اش را از دست نداده و هنوز هم با همان قدرت، طرفداران تازه پیدا میکند.
«قضاوت من تمام شد،بقیه‌اش با بینی شما»


37 تشکر شده توسط : خردمهر ابراهيم عباسی راکی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan